تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٦ - تفسير ابيات
من اينك مظهر و جلوه گاه لطف خداوندى گشتهام . وجود من لوحهاى است كه كبرياى خداوندى را شرح مى دهد .
ديگر اى شغالان مرا شغال نناميد ، كدامين شغال اين همه جمال مى تواند داشته باشد ؟ شغالان كه هم نوع او بودند ، پروانه وار كه بدور شمع مى گردند ، پيرامون او را گرفتند و گفتند : بسيار خوب ، حالا نام تو را چه بگذاريم ؟ گفت : پس از اين مرا با نام طاوس صدا كنيد .
شغالان پاسخ گفتند كه : طاوس در گلستانها و مرغزارها جلوه ها دارد ، تو هم مى توانى مانند آنها جلوه گر شوى ؟ گفت : نه ، من نمى توانم . من بيابانها سير نكرده چگونه ادعاى وصول به منى را داشته باشم ؟ گفتند : آيا مى توانى صدايى مانند طاوسان بر آورى ؟ گفت : نه .
شغالان گفتند : پس معلوم مى شود كه تو طاوس نيستى اى خواجه ابو العلاء [ خواجهء ابو العلاء كنيهء هبنقه است كه در ادبيات عرب به احمقى معروف است و مى گويند : « فلان احمق من هبنقه . » يعنى فلان كس احمقتر از هبنقه است . ] اى شغال احمق خلعت طاوس از آسمان فرود مى آيد نه از خم رنگرزى .