تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧١ - ١٩ - يك - مرحلهء فردى
كودكى امروز در كشورهاى متمدن به وجود مى آيد سطحى بوده ، با آزادى مطلقى كه پس از دوران كودكى پيرامون آنها را فرا مى گيرد . نبايد تضادهاى كودكى ريشه دار و اساسى شوند .
مخصوصاً خانواده هايى كه توانايى تهيهء هر گونه وسايل زندگى براى كودك دارند و خود نيز به هيچ اصل و قانون مقيد نيستند و با تمام آزادى كودك را بزرگ مى كنند با اين حال همان كودكان نيز بعدها از تضادهاى عصبى رنج مى برند .
شايد كودكان و به طور كلى هر فردى كه هواى آزادى مطلق بر سرش بزند و با اين حال خود آگاهى را از دست ندهد ، همين آزادى مطلق كافى است كه او را به تضادهاى عصبى گرفتار كند .
قسم سوم - تضاد درونى اساسى كه با قطع نظر از عوامل و انگيزه هاى خارجى در انسانها وجود دارد .
اين قسم از تضادها در ميان فلاسفه و روان شناسان و روان كاوان و روان پزشكان به دو نوع تفسير شده است :
تفسير يكم - از فرويد است ، هورناى اين تفسير را چنين بيان مى كند : « اعتقاد به وجود يك تضاد اساسى و هستهاى در شخصيت انسان از قديم الايام وجود داشته و نقش مهمى در مذاهب و فلسفه هاى گوناگون بازى مى كرده و مى كند نيروى روشنى و تيرگى ، خدا و شيطان ، خير و شر ، آهورا مزدا و اهريمن ، همهء اينها كه در كتب مذهبى آمده دليل اعتقاد به وجود يك تضاد اساسى در روح انسان است . در روان شناسى علمى ، فرويد اولين كسى است كه راجع به اين موضوع نيز بررسىهاى دقيقى نموده است .
نظرش در ابتدا اين بود كه تضاد اساسى از بر خورد تمايلات غريزى انسان كه احتياج شديد به ارضاء شدن دارند ، با محدوديتها و منهيات محيط خانواده و جامعه به وجود مى آيد .