تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - منتخبى از بهترين اشعار هنرى لانگ فلو
پشت ابرها هنوز خورشيد مى درخشد ، سر نوشت تو همان است كه ديگران دارند .
در هر زندگى بايد بارانها فرو ريزد و بعضى روزها بايد تيره و حزن آلود باشد . » [١] « آيا سايه هايى را كه از كنارت مى گذرد مى بينى ، چون كبوترى كه چشمان بيم زده اش پرواز سايهء شاهين را ببيند ؟ آيا صداهايى را كه از ساحل مى آيد مى شنوى ، صداهايى كه گوشهاى ما ، چون از هاىهاى آبشار كر شدهاند ؟ ديگر ياران شنودن آنها را ندارند ؟ وه ، اى كودك آرزو زندگى ، شنهاى فرود برنده دارد ، زندگى دامها دارد اضطراب و پيرى بىخبر مى رسند همچنان كه نغمهء شيرينى به اوج مى رسد ، و صبح به جانب ظهر پيش مى رود ، و ارديبهشت بر مى آيد و بدرون خرداد راه مى جويد . » [٢] در ميان الوارهاى بلند سياه سايه هاى مواج گسترده بود ، و جريانى كه از اقيانوس مى آمد
[١] همان مأخذ ، ص ٦٠ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٧٢ - ٧٠ . .