تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٨ - ١٩ - يك - مرحلهء فردى
توضيح تضاد در مرحله فردى مى گوييم : انسان موجودى است داراى جسم مادى با اصول و پديده هايش و داراى روان مختلف با ماده طبيعى خارج با اصول و پديده هايش .
تضادهايى را كه در اين مرحله مى توان در انسان مطرح كرد بدين قرار است :
الف - تضادها يا خواص درونى موجوديت مادى انسان .
در اين مورد مطلب تازهاى نداريم و همان مسائل كه در بارهء تضاد در موجودات طبيعت و گرديدنهاى محصول آن تضادها است در اين مورد قابل تطبيق مى باشد .
ب - تضادهاى مربوط به سازمان روانى - سه قسم عمده از تضادهاى درونى انسانى را مى توانيم متذكر شويم :
قسم اول - تضادهاى رو بناى حيات فردى ، اين تضادها ناشى از بر خورد خواسته ها و به طور كلى ناشى از بر خورد من ايده آل با موانع درونى و برونى است . مثلًا او من خود را چنين تفسير كرده است كه تمام كارهايش خردمندانه شود ، ولى شدت احساسات و عواطف و تلون زود گذر او مانع از به دست آوردن روش خردمندانه است .
در يك مثال ساده از كارن هورناى اين تضاد را مى بينيم : « بر خلاف حيوانات انسان ناچار است دائما زحمت انتخاب كردن و تصميم گرفتن به خود بدهد ، و همين امر موجب مى شود كه در او تضادهايى ايجاد گردد ، مثلًا انسان اغلب مجبور مى شود بين تمايلات متضاد يكى را انتخاب كند ، فرضا شما ميل داريد تنها باشيد و هم در مصاحبت يك دوست صميمى .
هم مى خواهيد علم طب بياموزيد و هم در عين حال موسيقى ياد بگيريد . گاهى ممكن است تضاد از بر خورد تمايلات شخص با وظايفش ايجاد گردد : شما ميل داريد در فلان ساعت با محبوب و معشوق خود باشيد ، ولى مى بينيد : شخصى دچار مصيبتى است و بكمك شما احتياج دارد ، در اين جا وظيفهء انسانى شما حكم مى كند كه از