تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠١ - تفسير ابيات
اين اعتراض اين است كه مقصود از دعا به وسيلهء ديگران بيان يكى از راه هاى ممكن است كه پيوندى ميان انسان و خدا ايجاد مى كند ، نه اين كه همهء راه ها منحصر به آن است .
آن گاه كه انسان خود را در گناه غوطه ور مى بيند و گذشت ساليان عمر خويش را رو به تباهى احساس مى كند ، ناگهان با يك توجه عميق فرياد از نهاد روحش بر مى آورد و مى گويد : اى خداى گنهكاران آيا اين فرد راه صد ساله را در يك آه و در چند لحظه از شب تاريك نه پيموده است ؟ البته احتياج به تذكر ندارد كه اين توجه و شكستن قلب و فرياد از اعماق روح ، قلب و دهان و زبان را تطهير مى كند ، ولى اين امكان در هر لحظه كه براى انسان گنهكار وجود دارد ، خود دليل آن است كه راه نيايش و ارتباط با خدا منحصر به دعاى ديگران در حق انسان نمى باشد .
نكتهء سوم - اين مسئله كه دعا در حق يكديگر بمقام اجابت مى رسد ، يكى از روشنترين دلايل اتحادى است كه در مقام والايى از موجوديت انسانها وجود دارد ، گويى در پيكر انسانى دست بيمار شده است ، چشم با بينايى خود در پيدا كردن راه طبيب معالج دست انجام وظيفه مى كند ، يا چشم بيمار شده است پاى در راه رسيدن به محل طبيب مى كوشد و انسان را بمقصد مى رساند و . . .
تفسير ابيات هنگامى كه مى بينى حالت درونيت آن چنان تيره و تار گشته است كه دم روحانى براى دعا در خود نمى بينى ، معطل مباش ، راهها را با دست خود بروى خويش مبند برو به سراغ مردان الهى كه در اين كرهء خاكى برادران صدق و صفاى تو هستند و تو اطلاعى از اين پيوستگى ندارى . بدين جهت بود كه خداوند به حضرت موسى عليه السلام فرمود :
« اى موسى براى خواستن نيازمندىهايت ، با آن دهان لب به دعا بگشاى كه