تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٦ - ٦ - دو ضد نمى توانند عين يكديگر بوده باشند
كاملًا متضاد هستند ، ولى در ايده ئولوژى بودن جمع و متحد گشتهاند . » زيرا جاى ترديد نيست كه ايده ئولوژى به عنوان يك مفهوم كلى ، موضوعى است ذهنى خالص ، آن چه كه تحقق عينى دارد عبارت است از اصول و حقايق كه به وسيله يك يا چند انديشه به عنوان يك مكتب مانند :
ايده آليسم ، رئاليسم ، اگنوستى ، ماترياليسم ، ته ايسم و . . . واقعيت عينى مناسب به خود يافته است . به طور خلاصه چنان كه مفهوم رنگ در حال تحقق عينى يا سفيد است يا سياه يا خاكسترى كه خود رنگى است در مقابل ساير رنگهاى عينى ، و محال است كه مفهوم كلى رنگ به عنوان يك زمينهء عينى تحقق يافته و محل اجتماع دو يا چند رنگ متضاد بوده باشد » همچنين مفهوم كلى ايده ئولوژى . . . اين مسئله هم جاى تعجب است كه چگونه بعضى از اشخاص در عين حال كه ادعاى رئاليستى خالص مى كنند ، در اين مورد انديشهء آنان تركيبى از ايده آليستى و رئاليستى را مى پذيرد ، يعنى مفهوم كلى رنگ يا ايده ئولوژى را كه موضوع ذهنى هستند با سفيدى و سياهى و ايده آليسم و رئاليسم متحد مى نمايد .
ما در دفتر اول به طور اجمال متذكر شديم كه قانون عدم اجتماع ضدين كاملًا درست بوده و ارسطو و پيروانش كه قانون مزبور را يكى از بديهىترين اصول مى دانند بر مسئلهء بعدى ( تكاپوى اضداد ) هم معتقد مى باشند .
قانون عدم اجتماع ضدين كه از دو اصل بديهى اولى : « الف ، الف است و الف ، ب نيست » نتيجه شده است ، نه تنها منافاتى با قانون تكاپوى اضداد ندارد ، بلكه همين قانون تكاپوى اضداد است كه قانون عدم اجتماع را تثبيت مى كند .
توضيح اين كه اگر اكسيژن مى توانست با هيدروژن جمع شود با يكديگر تكاپو نمى كردند تا آب ايجاد كنند ، اگر ايده آليسم با رئاليسم متحد مى شدند تكاپو و تفاعل نمى ورزيدند تا مكتب سوم كه هم موضوعات ذهنى را مى پذيرد و هم عينيت جهان واقعى را قبول مى كند ، تبديل شوند .