تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٥ - ٦ - دو ضد نمى توانند عين يكديگر بوده باشند
اين مثال نمى تواند جمع شدن دو رنگ متضاد را در يك حقيقت با تمام شرايط منطقى اثبات كند ، بلكه مى تواند مفهوم رنگ را كه به عنوان يك كلى ذهنى نه عينى در ذهن ما وجود دارد مجمع دو ضد معرفى كند ، ولى كاملًا آشكار است كه مفهوم كلى رنگ كه قابل تطبيق به انواع و اقسام رنگهاى بىنهايت مى باشد تحقق عينى ندارد ، بنا بر اين مثال مزبور مبنى بر اشتباه و مخلوط ساختن دو قلمرو ذهنى و عينى مى باشد . همه مى دانيم كه مفاهيم تجريدى ذهنى مى توانند از هر گونه خصوصيات و مشخصات وجود عينى خالى شوند ، تا بتوانند به انواع و مصاديق گوناگون قابل تطبيق گردند . بلكه مى توان گفت : حتى ذهن آدمى هر اندازه هم كه رشد يافته و قدرت تجريد به دست آورده باشد . باز نمى تواند مفاهيم كلى را آن چنان تجريد شده تصور كند كه هيچ گونه خصوصيات عينى را به آن مفاهيم ضميمه نكند .
به قول باركلى : تصور يك مفهوم كلى از مثلثى كه نه كوچك است و نه بزرگ نه متساوى الاضلاع است و نه متساوى الساقين نه داراى زواياى حاده است و نه قائم و . . . چنان كه جلال الدين گفته است : همان شير بىيال و دم و شكم است كه :
« اين چنين شيرى خدا كى آفريد » ؟
بنا بر اين حتى موقعى كه مى خواهيم مفهوم كلى رنگ را در ذهن خود تصور كنيم ، بدون تصور شبحى از مشخصات سفيدى يا . . . كم يا زياد ، تند يا كم رنگ صفحهء افقى و عمودى و . . . امكان پذير نخواهد بود ، در نتيجه حتى كلى ذهنى را هم وقتى كه در وضع معينى تصور نمودهايم ، براى اين كه به يك مصداق ديگر تطبيق كنيم ، بايستى از آن وضع معين تغييرش بدهيم ، مثلًا اگر در تصور مفهوم كلى انسان شبحى از رنگ سفيد يا قامت بلند و . . . منظور نمودهايم ، براى اين كه آن مفهوم كلى را به انسان سياه رنگ و انسان با قامت كوتاه تطبيق كنيم ، مجبوريم از آن شبح رنگ سفيد و يا قامت بلند صرف نظر كنيم .
از همين قبيل است مثالى كه مى گويد : « دو مكتب ايده آليسم و رئاليسم