تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٤ - اين هم يك خطاى ديگر بر آنان كه روح و هستى را از دست دادهاند ، با چند عدد آجر و سنگ تسليت مى دهيم ، يا به وسيلهء آنها بزندگى پوشالى خود معنى و ابديت مى بخشيم
( اين نفسهايى كه از ما سر مى كشد و به فضا صعود مى كند تحفه هايى است كه ما به ابديت مى سپاريم ) .
اين پيوستن است كه مى تواند ما را در اين زندگانى كامياب بسازد .
((١٣٠)) وين عمارت كردن گور و لحد نى به سنگ است و نه چوب و نه لبد
((١٣١)) بلكه خود را در صفا گورى كنى در منى آن كنى دفن اين منى
اين هم يك خطاى ديگر : بر آنان كه روح و هستى را از دست دادهاند ، با چند عدد آجر و سنگ تسليت مى دهيم ، يا به وسيلهء آنها بزندگى پوشالى خود معنى و ابديت مى بخشيم امير المؤمنين عليه السلام جملاتى در نهج البلاغه دارد كه ذكرش براى فهميدن ارزش بناهايى كه روى گورها ساخته مى شود لازم به نظر مى رسد .
« يا له مراما ما ابعده و زورا ما اغفله و خطرا ما افظعه لقد استخلوا منهم أي مدكر و تناوشوهم من مكان بعيد . أ فبمصارع آبائهم يفخرون أم بعديد الهلكى يتكاثرون ؟ يرتجعون منهم اجسادا خوت و حركات سكنت و لان يكونوا عبرا احق من ان يكونوا مفتخرا . . . » (١) ( مرگ يا گور چه مطلوب دور از ديده گان انسانى است و چه موضوع ضرورى كه ديدارش براى همه لازم است و با اين حال مردم در بارهء آنها در غفلت شگفت انگيزى به سر مى برند آن چه را كه مرگ و گور پيش خواهد آورد خطر وحشتناكى است .
چه قدر اسف بار است حال اين مردم كه از گذشتگان خود تذكر و عبرت نمى گيرند . آيا اينان به پدرانشان كه زير خاكهاى تيره پوسيدهاند افتخار مى كنند ؟ يا نيرومندى و مزايده بازى خود را به شماره هاى زياد هلاك شدگان مستند مى دارند
(١) نهج البلاغه ، ج ٢ ، شمارهء ٢١٩ ، ص ٢٣٠ و ٢٣١ . .