تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٤ - تفسير ابيات
و مغز رشد يافته و فعال در زير كلاه كهنه جاى گير نمى شود شما گمان مى كنيد اين منطق خرافى و بنيان كن از اجتماعات امروزه رخت بر بسته و سر و كار بشر قرن بيستم با منطق واقع بينانه افتاده است ؟ هم اكنون براى اين كه حواستان جمع شود و از ته دل يقين پيدا كنيد كه كاملًا در اشتباه هستيد ، اين واقعيت را مورد توجه قرار بدهيد : تمدن غرب با ظواهر فريبنده اش هر فرد و جامعهاى را كه نشانى از آن تمدن را ندارد ، پست و وحشى و عقب افتاده تلقى مى كند . شنيده مى شود كه وقتى بعضى از مغرب نشينها مأموريتى در كشورهاى شرقى يا ساير كشورهاى غير غربى پيدا مى كنند ، به اضافهء حقوق مقررى مقدارى هم حق وحشيت مى گيرند . چرا ؟ براى اين كه هزاران عوامل محاسبه نشده و غير اختيارى و فعاليتهاى گوناگون مغزهاى تمدن آفرين جوامع انسانى حتى از آن جمله خود مشرق زمينىها ، محصولى بنام هواپيماى جت و برق در اختيار آنها گذاشته است همان محصول را برخ كشند و بقيهء مردم كرهء خاكى را جز مشتى حيوانات پست يا قابل ترحم چيزى نمى دانند . و با نظر بوضع زندگى خودشان در مجلهء تايم مقالهاى هم در تقديس ديوانگى و بد بودن تفكر مى نويسند تفسير ابيات حضرت موسى عليه السلام به فرعون مى گويد : من در امر مشيت الهى شريك و صاحب نظر نيستم ، اگر مشيت او خونم را بريزد چه باكى دارم ، اى حريف دون صفت