تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٥ - بكوشيد تا يقين به دست بياوريد تا خيالات پا در هوا و گمانهاى اساس سد راه تكامل شما نگردد
((٣٩)) مر يقين را چون عصا هم حلق داد تا بخورد او هر خيالاتى كه زاد
((٤٠)) پس معانى را چو اعيان حلقهاست رازق حلق معانى هم خداست
بكوشيد تا يقين به دست بياوريد تا خيالات پا در هوا و گمانهاى اساس سد راه تكامل شما نگردد در مباحث گذشته مطالب مختصرى را در بارهء يقين مطرح كردهايم ، در اين مورد دو مسئلهء فوق العاده با اهميت را متذكر مى شويم :
١ - امتياز يقين در مقابل پندارها و خيالات .
٢ - آرامش روانى كه از يقين ايجاد مى شود و عمل خارجى را توجيه و رهبرى مى كند .
مسئله يكم - امتياز يقين در مقابل پندارها و خيالات از نظر سطحى ، يقين به عنوان يك پديدهء بسيار عالى تلقى مى شود ، به طورى كه هيچ يك از ساير نمودهاى روانى به اندازهء يقين در بارهء امور مطلوب نمى باشد . اين نظر را نمى توان به طور مطلق تأييد كرد ، زيرا پديدهء مزبور از آن جهت كه ذهن انسانى را مانند يك آيينهء نشان دهندهء واقعيت قرار مى دهد ، امرى است روانى خالص كه بدون توجه به اثر و خاصيت آن نمى تواند منشا يك امتياز مطلوب بوده باشد . اگر درست دقت كنيم خواهيم ديد : از بامداد كه از خواب بر مى خيزيم تا موقعى كه به خواب مى رويم با هزاران قضاياى يقينى روبه رو مى گرديم . (١)
(١) مقصود از قضاياى يقينى شامل آن گروه مسائل است كه مورد آگاهى ما قرار مى گيرند ، مانند اين كه در روز روشن متوجه به اين حقيقت مى شويم كه در اين ساعات كرهء زمين با آفتاب روبه رو شده و روشنايى كرهء زمين را نتيجه داده است ، هم چنين شامل هزاران مشاهدات و شنيدنىها و ساير درك شده ها است كه اگر متوجه شويم ، آنها را به صورت قضايا در آوريم ، مورد يقين قرار مى گيرند - مانند اين كه در حال عبور از خيابان مى بينيم كه يك فرد از يك مغازه جنس مى خرد و در مقابل پول مى پردازد ، تبادل مزبور را مى بينيم و عبور مى كنيم ، اگر بخواهيم در همان محل بايستيم ، مى توانيم قضاياى زيادى را بسازيم كه مورد يقين ما است مانند اين كه : داد و ستد « قائم به طرفين است . . .