تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٢ - مسئلهء چهارم - انحراف از جادهء حق و حقيقت امروز به صورت انديشه در مى آيد ، فردا دلگيرت مى شود و پس فردا پاى گيرت مى گردد اين قبضهاى روانى كه در اين زندگانى پاى گيرت گشته است ، هنگام فرا رسيدن مرگ به صورت زنجير گرانبارى به دور گردن روحت بسته مى شود ، اين زنجير تا تو را در سقوط ابدى نپوساند خود پوسيده نخواهد گشت
اگر توبهء جدى و انفجار روانى واقعى كه بانفجار عقده ها منجر مى شود به داد اين انسان نرسد ، به صورت سختترين زنجير درمى آيد و در موقع عبور انسان از پل مرگ به سوى ابديت همراه او مى گردد ، و در قلمرو بىنهايت ابدى به سقوطش مى كشاند . ابن سينا مطالب فوق را در بارهء عموم اندوخته هاى روح چنين مى گويد :
« و اعلم ان هذه الشواغل التي هى كما عليت من انها انفعالات تلحق النفس بمجاوره البدن ان تمكنت بعد المفارقة ( عند المفارقة ) كنت بعدها كما كنت قبلها ، لكنها تكون كآلام متمكنه كان عنها شغل فوقع إليها فراغ فادركت من حيث هى منافية و ذلك الالم المقابل لمثل تلك اللذة الموصوفة و هو ألم النار الروحانية فوق ألم النار الجسمانية . » [١] ( بدان كه اين اشتغالات روانى [ كه در دورهء زندگانى پاى گير روح مى شود ] چنان كه دانستى انعكاسات و پديده هايى است كه به نفس انسانى در حال تعلق به بدن ضميمه مى شود ، اگر اين انعكاسات و پديده ها در هنگام جدايى نفس از بدن در آن نفس جاى گير گردد ، پس از مفارقت نيز به وجود خود ادامه خواهد داد .
اين اندوخته ها مانند آن دردها است كه هنگام اشتغال نفس به موضوعات ديگر احساس نمى شود و موقعى كه نفس فراغت پيدا كرد آن دردها را درك مى كند . روح نيز پس از فراغت از تدبير بدن به خود مى آيد و ناملايم بودن اندوخته هايش را در مى يابد ، اين درد كه پس از مفارقت روح از بدن براى روح مطرح مى شود ، در مقابل لذايذ روحانى است كه در دوران زندگى اندوخته شده و روح به جهت اشتغال به ادارهء بدن واقعيت آنها را نچشيده بود . اين درد آتش روحانى است كه ما فوق آتش جسمانى مى باشد ) .
بنا بر اين چنان كه جلال الدين از آيهء قرآن به بهترين وجه استفاده كرده و گفته است :
[١] الاشارات و التنبيهات ، ابن سينا ، ج ٣ ، ص ٣٥٠ . .