تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٥ - تفسير ابيات
به او نداشتند .
وقتى كه شب ولادت موسى فرا رسيد نه نگهبانى داشت و نه قابلهاى و هيچ كس مطلع نشد مگر خواهرش مريم .
خداوند به مادر موسى عليه السلام الهام فرمود : به كودك نوزادت شير بده ، مادر سه ماه به نوزاد در كمال خفا شير داد و آن گاه خدا فرمود : اگر از آشكار شدنش مى ترسى ، يك صندوق آماده كن و كودك را در آن بگذار و برود نيل بينداز .
از عبد الله بن عباس نقل شده است :
« وقتى كه قابله از نزد مادر موسى بيرون آمد ، مردم او را ديدند ، دسته جمعى تصميم گرفتند كه به خانهء مادر موسى بروند ، خواهرش گفت : نگهبانان به در خانه آمدهاند ، مادر موسى كودك را در پارچهاى پيچيد و در تنور شعله ور گذاشت ، نگهبانان وارد شدند و همه جا را گشتند ، سپس به طرف تنور رفتند و ديدند : تنور زبانه مى كشد و به قيافهء مادر موسى نگريستند و ديدند : نه رنگش تغيير پيدا كرده است و نه شيرى در پستان دارد ، چيزى نيافتند و همگى بيرون رفتند ، مادر موسى بطرف تنور رفت و ديد تنور خنك و سلامت و كودك در ميان تنور است . . . » [١] تفسير ابيات زن عمران كه موسى عليه السلام را زاييده بود ، از آن كشتار و غوغايى كه فرعون به راه انداخته بود ، خود را نجات داد . پس از آن غائله فرعون دستور داد كه قابله ها براى جاسوسى به خانه هاى بنى اسرائيل بروند . گزارشى به فرعون دادند كه در اين كوچه زن زيبايى است ، كودكى دارد و اين زن به ميدان نرفته بود . مأموران فرعونى آمدند كه خانهء مادر موسى را تفتيش كنند ، مادر فورا كودك را به تنور انداخت از خداى دادگر به مادر موسى اين وحى رسيد كه هيچ مترس . اين كودك از نژاد همان ابراهيم خليل عليه السلام است ، او را در تنور بينداز ، ما
[١] مجمع البيان ، ج ٧ ر ص ٢٤٠ . .