تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٤ - ٢٣ - وحدت اضداد چه معنا دارد ؟
بنا به اصول مربوط به اصل تضاد كه در مباحث گذشته گفتيم : تحولات اجتماعى نيز مانند تحول يك موجود طبيعى از يك عنصر ثانوى به اصطلاح ماترياليسم به فعليت مى رسد ، اين عنصر مهم عبارت است از خاصيت درونى اجتماع كه به وسيلهء عوامل ديگر موجب تغيير و تحول مى گردد .
البته مى دانيم كه اين خاصيت درونى خود اجتماع كه فقط تشكل افراد را نشان مى دهد ) ، نيست كه موجب تحول گردد ، بلكه شكل مخصوصى از اجتماع است كه خصوصيتش ناشى از كيفيت و كميت ارتباط آن بمواد طبيعى و چگونگى فرهنگ به معناى عمومى و پاسداران قهرمان آن است .
دو عنصر مزبور ( ارتباط اجتماع با جهان طبيعت و مواد آن و فرهنگ به معناى عمومى و پاسداران آن ) به عنوان يك عامل كلى قابل انعطاف در بارهء تاريخ كه همواره زمينهء تحرك دارد ، قابل قبول است ، اين دو عنصر مانند يك تعين و خاصيت درونى اجتماع است كه با ارتباط با عوامل و رويدادهاى محاسبه شده يا محاسبه نشدهء تاريخ موجب تحولات مى گردد .
اين تعين و خاصيت در عامل محرك تاريخ با اعتراضات و مناقشات معمولى كه در ساير عوامل محرك تاريخ مطرح مى شود روبه رو نمى گردد . [١] ٢٣ - وحدت اضداد چه معنا دارد ؟
جلال الدين مولوى در اين موضوع هم ابيات متعددى دارد ، او مى گويد :
اين تخالف از چه آيد وز كجا وز چه زايد وحدت اين اضداد را
وحدت اضداد كه در فلسفه مطرح شده است ، در دو موضوع قابل بررسى است :
موضوع اول - وحدت در جهان عينى : - مسلم است كه مقصود از اين وحدت « اين آن است » به طور وحدت حقيقى نيست ، زيرا چنان كه در اول مباحث تضاد اشاره كرديم :
[١] ما در بعضى از مباحث فلسفى تا حدود بيست عامل محرك متفكرين مختلف در بارهء تاريخ گفتهاند ، به دست آوردهايم ، و چنان كه گفتيم همهء آنها مورد بحث است . .