تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٢ - ٢ - تغيير در ماهيت اجتماع
اين مطلب هر كس باشد ، از محتويات خام ذهن خويش بهره بردارى كرده است ، زيرا بنا به اعتراف بزرگترين مردان علوم اجتماعى و جامعه شناسى كه از معلومات همه جانبه در بارهء انسانها و سر گذشت آنان بهره بردارى كردهاند ، در هيچ دورهاى از دورانها و در هيچ يك از جوامع ، امكان پيش بينى آيندهء اجتماع به وسيلهء افراد آن امكان پذير نبوده است .
با مطالعهء افراد اجتماع فرانسه در دوران كودكى ناپلئون به هيچ وجه حدس منطقى در بارهء آيندهء اجتماع فرانسه كه كودكش را در آن دوران مى پرورانيد امكان پذير نبوده است ، مثلًا اگر نمره هاى درسى ناپلئون رضايت بخش بوده و به جاى احساس پيروزى طلبى ، دانش فيزيك او را جلب مى كرد و فرانسه به جاى بناپارت ، يك فيزيك دان عالى قدر داشت ، وضع اروپا چه مى شد ؟ آرى ، مارا و روپسپير از اول قهرمانان اجتماعى دوران غروب لوئى شانزدهم و مارى آنتوانت نبودهاند ؟ بهترين و قاطعانه ترين دليل اين كه با مشاهده و شناخت افراد اجتماع ، به هيچ وجه نمى توان وضع اجتماعى مفروض را به دست آورد ، اين است كه وجود نوابغ و قهرمانان مانند مواد خام آن كيفيت اجتماعى هستند كه به وسيلهء آنان به وجود خواهد آمد و تا كنون هيچ منطق علمى نمى تواند اين گونه افراد را از موقع تولد تا بارور شدن آنان تحت كنترل داشته و محاسبهء دقيق رياضى در موجوديت آنها انجام بدهد .
يك اجتماع معين كه از نظر كميت و كيفيت فعلى قابل محاسبه بوده و عناصر تغيير دهندهء انسانى آنها در مسير تضادها و گرديدنهاى فراوانى قرار مى گيرند ، نه شمارهء آنها را مى توان به نحو مطلوب به وجود آورد و نه قلمروى را كه تغييرات مطلوب در آنها وابسته به نوابغ و قهرمانان است ، مى توان به زور و اجبار از انسانها مطالبه كرد .
بشر هر دورهاى از اجتماعات خاصى را كه در پشت سر گذاشته است ، پس از رسيدن به آن دوره بعقب بر گشته ، عناصر جبرى و نيم جبرى و اختيارى ناشى از