تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٦ - تفسير ابيات
حتى مى توان گفت نه تنها زبان و صدا مال خودشان نيست ، بلكه گوش آنان نيز گيرندگى و شنوايى ساختگى دارد ، اگر چيزى بشنوند همان شنيدن كوه جامد است كه موج صدا به سطوح آن مى رسد ، ولى درك معنى براى آن امكان ناپذير نيست ، اگر چيزى بگويد ، انعكاسى از گفته هاى ديگران است .
اين اكثريت وحشت انگيز در ميان دو گروه محاصره شدهاند ، گروهى يك سر شخصيت آنها را مى كشد ، گروه ديگر سر ديگر شخصيتشان را . اين دو گروه عبارتند از :
١ - انسان شناسان و انسان دوستان واقعى ، اينان مى كوشند آن تودهء اكثريت را از حالت كوه ناهشيار بودن به سوى آگاهى و تثبيت شخصيت بكشانند ، به آنان مى گويند شما چشم داريد كه خودتان ببينيد ، به شما گوش داده شده است كه خودتان بشنويد ، به شما زبان داده شده است كه خودتان سخن بگوييد و صداى خود را نمودار بسازيد ، در اين هنگام است كه مى توانيد خودتان را موجود بناميد ، خودتان زندگى را براى خويشتن آماده بسازيد و تا آن حدود كه مى توانيد اختيار سر نوشت چند روزهء زندگانى را در دست خود داشته باشيد .
٢ - مى گويند : هدف هستى ما هستيم ، خود اين همه اجزاء و روابط جهان خلقت كارى جز اين ندارند كه مقتضيات را براى موجوديت ما فراهم بسازند و موانع را از پيش پاى ما بر دارند ، پس همه وسيله ، ما هدف . اين است انديشهء آنان در بارهء خود و ديگران .