تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٦ - آيه
تا حدودى بررسى كردهايم . نكتهاى كه بايستى در اين مورد متذكر شويم ترتيب طبيعى غريزه و مى خواهم و شادمانى است .
چنين مشاهده مى شود كه : ترتيب طبيعى جريان روانى تا شادمانى و اندوه به قرار ذيل است :
١ - غريزه : اين پديده كه در روان شناسى تعريفات مختلفى دارد ، پس از حذف مناقشات لفظى مى توان گفت : نيرويى است كه در ساختمان وجودى انسان بدون قيد و شرط مقتضى فعاليت مخصوصى است مانند غريزهء جنسى .
٢ - غريزه دو حالت سكون و فعاليت دارد ، در حالت هيجان و فعاليت است كه مى خواهم توليد مى شود و انسان را به اشباع غريزه در بارهء موضوعى كه مناسب است تحريك مى كند و مى توانيم بگوييم تحرك فعلى انسان در موقع فعاليت و هيجان غريزه همان مى خواهم است .
البته روشن است كه انگيزهء تحرك فعلى انسان ( مى خواهم ) منحصر به هيجان غريزهء طبيعى نيست ، بلكه هيجانات روانى هم بنوبت خود نه تنها مى توانند به صورت انگيزهء تحرك در آيند ، بلكه اغلب در انسانهاى اجتماعى و رشد يافته مى خواهمهايى كه از فعاليت روانى ناشى مى شود ، مى خواهمهاى غريزى را تحت الشعاع قرار مى دهد و در اصطلاح روان كاوى و روان شناسى جديد مى خواهم من به مى خواهم غريزه پيروز مى گردد .
٣ - پس از بروز مى خواهم اگر خواستن به طور رضايت بخش اشباع شد و خواسته شده در دسترس انسان قرار گرفت ، مرحلهء شادى يا فرح يا انبساط فرا مى رسد ، اين شكوفان شدن روانى پديدهء بسيار پيچيده ايست .
آيا بدان جهت است كه روح آدمى از زندان عدم موفقيت كه در راه وصول بهدف احساس مى كرد نجات پيدا كرده است ؟ آيا به علت آن كه شادى و انبساط يكى از مقاصد اصلى روح آدمى است ، چنان كه اپيكور در بارهء لذت مى گفت ؟