تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
تغيير دهيم و امپراطوران و وزيران و ژنرالها را راحت بگذاريم و عناصر مشابه بىنهايت كوچك را كه توده ها هستند مورد بررسى و مطالعه قرار دهيم . هيچ كس نمى تواند بگويد : كه تا چه اندازه براى بشر مقدور و ميسور خواهد بود كه از اين راه سرانجام بشناسايى قوانين تاريخ موفق شود . اما قدر مسلم اين است كه كشف قوانين تاريخى تنها از اين راه امكان دارد و عقل و فكر انسانى تا كنون يك ميليونم تمام مساعى و مجاهداتى را كه تاريخ نويسان براى توصيف اعمال پادشاهان و سرداران جنگى و وزيران مختلف و تشريح نظريات و افكار خودشان در بارهء ايشان صرف كردهاند در اين راه به كار نبرده است . » [١] » خوب ، آرى شايد او نيز جز احساسات پدرانه با من نظرى ديگر داشته باشد ، اما به اين جهت من نبايد در خانهء خود را به روى او ببندم . من مردى نيستم كه ناسپاس باشم . حضرت والا بدانيد كه من از نظر احساسات و عواطف قلبى تنها خود را در برابر خداوند و وجدانم مسئول مى دانم . » [٢] » بديهى است كه تا وقتى درياى تاريخ آرام است مأمور حكومت كه قايق كوچك و ضعيف خود را با ديرك نازكى به كشتى عظيم ملت تكيه داده است و با كمك آن حركت مى كند ، چنين مى پندارد كه آن كشتى عظيم كه تكيه گاه او است با نيرو و مساعى او حركت مى كند ، اما به مجرد آن كه طوفان برخاست و دريا به تلاطم آمد و كشتى روى امواج آن نوسان كرد ، اين اشتباه بىدرنگ آشكار مى شود . كشتى عظيم حركت سريع و مستقل خود را ادامه خواهد داد و آن ديرك نازك براى تكيه ، ديگر به كشتى متحرك نخواهد رسيد و مأمور حكومت كه خود را حاكم و سرچشمهء تمام قدرت ملى مى پنداشت ناگهان به مردمى حقير و بىفايده و ضعيف مبدل مى شود . » [٣] » انديشه اى كه وجدان راستوپچين را آرام مى ساخت انديشهء جديدى نبود .
[١] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٢٨٥ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٣٠٠ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٣٧٢ . .