تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٩ - گفتار به منزلهء عرض طفيلى و قلب جوهر اساسى است
روانى او را كه مى تواند معلول يكى يا صدها انواع اندوه مادى يا معنوى بوده باشد ، مانند يك نمود فيزيكى بما نشان بدهد ؟ مسلماً نه .
((١٧٦١)) ز ان كه دل جوهر بود گفتن عرض پس طفيل آمد عرض جوهر غرض
گفتار به منزلهء عرض طفيلى و قلب جوهر اساسى است دو اصطلاح جوهر و عرض در بيت فوق به معناى فلسفى آن نيست كه عبارت است از « جوهر : حقيقت قائم بذات » و « عرض : حقيقت غير قائم به ذات » (١) بلكه مقصود از جوهر بودن دل و عرض بودن و طفيلى بودن گفتار دو مفهوم عمومى است كه جلال الدين براى تفاهم با تعبير جوهر و عرض بيان كرده است . اين دو مفهوم عمومى را به چند صورت مى توان منظور نمود :
١ - جوهر يعنى اصل و اساس و ريشه . عرض يعنى فرع و بنا و شاخه .
٢ - جوهر يعنى انگيزه و علت . عرض يعنى پديده و معلول .
٣ - جوهر يعنى مركز و مدار . عرض يعنى خطوط منتشر از آن مركز و مدار .
در حقيقت جلال الدين در بيت فوق مى خواهد بگويد : اعتبار و ارزش اصلى مربوط به قلب است . رشد و كمال و عظمت و قرب و مفاهيم ضد اينها مربوط به دل انسانى است و اتصاف الفاظ به هر يك از دو گروه مفاهيم مزبوره فرعى و تبعى بوده و استقلالى ندارند .
(١) مسائل مربوط به جوهر و عرض در مباحث گذشته بررسى شده است ، مراجعه شود . .