تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦ - مناجات
واقعى آن است كه هر چه بخواهم اعم از اين كه آن مى خواهم به نفع خود و اجتماع بوده باشد يا به ضرر آنها و اعم از اين كه مى خواهم طبيعى بوده باشد يا مصنوعى . . . از طرف ديگر آزادى در يك نمود عالى مى تواند پديدار شود كه با ارزشتر از آن نمود براى انسان قابل تصور نيست ، چه نعمتى با ارزشتر از اين براى انسان مى توان تصور كرد كه با تحصيل آزادى شخصيت روحى ، شخص مى تواند تمام انسان و جهان را در موجوديت خود دريابد و خود را در تمام انسان و جهان .
چگونه مى شود كه يك حقيقت عالى دو قيافه متضاد زشت و زيبا پيدا مى كند ؟ در اين مورد سر و كار ما با يك مسئلهء بسيار با اهميت است كه در همهء شئون انسانى اعم از فردى و اجتماعى مؤثر مى باشد .
اين همان مسئلهء من طبيعى و من ايده آل است كه اولى در جستجوى لذت و دومى در طلب بايستگىها و شايستگىها است . در آن فرد يا اجتماعى كه حكومت با من طبيعى است ، امكان ندارد كه حتى يك حقيقت عالى كه انسان را به تكامل روحى رهسپار كند كوچكترين نقشى داشته باشد . در حكومت من طبيعى مفاهيمى از قبيل عدالت و آزادى و وظيفه و معرفت و تكامل در استخدام مى خواهمهايى است كه از من طبيعى مى جوشد و چنين وانمود مى كند كه در حكومت من ايده آل سيراب و اشباع مى شود .
ممكن است بگوييد : مفاهيم عالى از قبيل عدالت و آزادى و وظيفه و عرفان كه مورد بحث ما است چگونه مى تواند قيافهء زشت به خود بگيرد در صورتى كه اين مفاهيم به مجرد وابستگى به من طبيعى از نظر موضوع عوض مى شوند ؟ يعنى عدالتى كه از من طبيعى سيراب و اشباع مى شود ، آن آزادى كه رها شدن غرايز حيوانى را هدف گيرى مى كند ، عرفانى كه در استخدام « من طبيعى » است نمى تواند عدالت و آزادى و عرفان بوده باشد .
مى گوييم : ترديدى در اين نيست كه واقعيت همين است كه شما مى گوييد ، ولى مشكل اصلى در اين است كه مقياس نفوذ من طبيعى و لذتجويىاش از آن