تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣١ - جاده تكامل انسانى از ميان ضدين كشيده شده است چه معنا دارد ؟
سلب و ايجاب اين دو اَند و جمله اندر زير اوست از ميان سلب و ايجاب اين جهان برخاستى
شايد مقصود ميرفندرسكى از اين دو بيت نه معناى شاعرانه ، بلكه مطلبى است كه ما مى خواهيم آن را توضيح بدهيم :
اگر در اين پديده دقتى داشته باشيم كه حيات مطلوبترين چيزها براى ما است خواهيم ديد : شايد علتش اين است كه حيات هر لحظه در حال تجدد است ، يعنى مانند فوتون ( دانه هاى نور ) در حال ريزش است ، گويى ميان دانه هاى حيات خلايى از مرگ و نيستى وجود دارد و ( خود ) انسان در هر كوچكترين مقدارى از زمان كه كوچكترين مقدار حيات را دريافت مى كند ، براى دريافت مقدار بعدى از حيات از نيستى و مرگ مى جهد . پس مى توان گفت : ( خود ) انسان حيات خويش را از ميان دو ضد يا نقيضين عبور مى دهد ، اگر اين مطلب تا حدى براى بعضىها ابهام انگيز باشد ، ما مجبوريم نمى كنيم كه آن را بپذيرند ، ولى هر كس مى تواند آن را مانند يك حقيقت قابل تصور در نظر بگيرد .
اكنون به جلوه عالىترى از حيات توجه كنيم : جاى ترديد نيست كه ( خود ) انسانى با يافتن رشد لازم اين حقيقت را درك مى كند كه ادامهء اين رشد و افزودن مراتب بالاتر به رشد موجود ، همواره از احساس سقوط و صعود عبور مى كند ، يعنى در هر حال بايستى آگاهى برشد و صرف نيرو در بارهء حفظ ( خود رشد يافته ) يا ( شخصيت ) داشته باشد و اگر بخواهد ( خود ) را به حال خود بگذارد فورا رو به سقوط مى رود ، چنان كه اگر فشار هوا به وسيلهء تلمبه به آب چاه فرو كش مى كند و بالا نمى آيد .
اين مسئله را متفكرين عالى مقام با بيانات گوناگون ادبى و روانى و فلسفى باز گو كردهاند .
در راه اين تكامل هر چه كه ( من ايده آل ) يا ( خود عالى ) حلقه اى از زنجير ( خود طبيعى ) را از خود بر كنار مى كند ، زنجير ( خود طبيعى ) بدون كوچكترين فاصله