تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
سكون زمين چشم پوشيدند . » [١] » . . . ثالثاً مفهومتر از همه اين مسئله است كه پژوهندگان علم تاريخ هنگام بررسى وقايع گذشته عمداً نمى خواهند به اين نكته توجه كنند كه پيش روى مورب را به هيچ وجه نبايد به هيچ فرد واحدى منتسب ساخت ، زيرا - هيچ كس هرگز آن را پيش بينى نكرده بود و اين مانور مانند عقب نشينى در فيلى اصولا هرگز به شكل كامل خود در نظر هيچ كس مجسم نشد ، بلكه همهء اينها قدم به قدم و قسمت به قسمت و ساعت به ساعت و لحظه به لحظه نتيجه و حاصل عدهء بىشمارى از متنوعترين شرايط بود و فقط وقتى كه انجام پذيرفت و به صورت حادثهء انجام يافته در آمد بدان صورت و شكل كامل خود مجسم گشت . » [٢] » اما اگر ما قبول كنيم كه آلكساندر اول پنجاه سال پيش در نظريات خود راجع به آن چه خير و صلاح ملتها است اشتباه كرده است ، بىاختيار بايد قبول كنيم كه نظريات تاريخ نويسى هم كه امروز از آلكساندر انتقاد مى كند پس از گذشتن مدت زمانى نيز ناصحيح خواهد بود . اين ادعا از اين جهت طبيعىتر و ضرورىتر به نظر مى رسيد كه در ضمن بررسى تكامل تاريخ مشاهده مى كنيم كه با گذشتن هر سال و با ظهور هر تاريخ نويس جديد اين نظريه كه خير و صلاحيت بشر چيست تغيير مى كند . » [٣] » هر كس تصور نمايد كه زندگانى بشر را ممكن است با اصول عقل و منطق اداره كرد ، امكان زندگى را نفى مى نمايد . » [٤] » اگر به شيوهء تاريخ نويسان قبول كنيم كه مردان بزرگ ، بشريت را در راه حصول به هدفهاى معينى مانند عظمت روسيه يا ترقى فرانسه ، يا تعادل قوا در اروپا ،
[١] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٧٣ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٧٤ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٢٧٠ . .
[٤] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٢٧١ . .