تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٢ - خداوند علت اولى نيست
قافيه سر گردان بگذارد و چون مطالب ماكس پلانك تا حدود زيادى از عهدهء اثبات اين حقيقت بر آمده است ، لذا توضيح بيشترى در اين موضوع مورد ندارد . جاى شگفتى اين جا است كه اين قانون غوطه ور در ظلمتهاى علمى را بدون انديشهء واقع بينانه مى خواهيم به خدا هم نسبت بدهيم و او را علت و ساير موجودات را معلول به همان اصطلاح كلاسيك بشناسيم خداوند علت اولى نيست جلال الدين مى گويد :
((١٦٢٥)) چار طبع و علت اولى نيم در تصرف دايماً من باقيم
حال كه اطلاق علت بر خدا هيچ منشا علمى و فطرى ندارد ، علت اولى بودن خدا نيز كاملًا غلط است .
اما اين كه علت اولى نيست ، روشن است كه اول و وسط و آخر نمايندهء سه نقطه در امتدادى است كه هر يك به طور جداگانه موقعيتى براى خود دارند ، هنگامى كه مى گوييد : در اين خط الف در نقطهء اول و ب در نقطهء وسط و ج در نقطهء آخر قرار گرفته است با وضوح كامل در مى يابيم كه سه نقطهء جداگانه در امتداد خط هر يك موقعيتى را اشغال كردهاند ، اول در نقطهء محدودى است كه نمى تواند از موقعيت اولى خود تجاوز كرده و كشش خود را تا وسط و آخر ادامه بدهد و همچنين وسط و آخر . معناى اين كه خدا علت اولى است همين اول زمانى يا بعد بودن را به ذهن مى آورد ، در نتيجه تسلط خداوند را به ساير مخلوقات خارج از معلول اول سلب مى كند ، در صورتى كه تصرف و تسلط خداوند به تمام موجود و در تمام لحظات به طور استمرار دائمى است . ما اين مطلب را در جلد اول و دوم چند بار مورد بررسى قرار دادهايم ، مراجعه شود .