تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٤ - آيا اختراعات و اكتشافات با قطع نظر از احتياج معلول نظم و قانون معينى است ؟
كوشش براى بر طرف كردن آن احتياجات كه با پيدا كردن راه ها و وسايل تازه ترى خواهد بود انجام مى گيرد .
آيا اختراعات و اكتشافات با قطع نظر از احتياج معلول نظم و قانون معينى است ؟
اگر مقصود از اين مسئله توجه به آن كلى است كه مى گويد : تصادف و معلول بىعلت امكان پذير نيست ، البته مطلب صحيحى است ، زيرا - در هيچ يك از دو قلمرو انسان و جهان هيچ پديده اى خواه كوچك و غير قابل اعتنا و خواه بزرگ و چشمگير بدون نظم و تبعيت از قانون نمى باشد .
اما اين ملاحظهء كلى نمى تواند مسئلهء مورد بررسى ما را مانند خيلى از مسائل ديگر حل و فصل نمايد ، زيرا - تنها اين مسئله كافى نيست كه بدانيم در جهان هستى تصادف و معلول بىعلت امكان پذير نيست ، بلكه بايد بدانيم علت و قانونى كه آن پديده را به وجود مى آورد چيست ؟ تا بتوانيم در شئون زندگى مادى و معنوى خود را تحت محاسبه در آورده و قابل بهره بردارى بسازيم .
آيا وضع جغرافيايى مخصوصى لازم است تا اختراعى به ظهور بپيوندد ؟ البته نه ، زيرا - اوضاع جغرافيايى مختلف در جوامع حكمفرما است ، در صورتى كه اختراع و اكتشاف و نبوغ از يك وضع جغرافيايى مشخص پيروى نمى كند .
آيا نيروى اختراع و پديدهء نبوغ با وراثت به فرزندان منتقل مى شود ؟ اولًا چنين وراثتى وجود ندارد و الا هر يك از جوامع مى توانستند نوابغ كشور خود يا ديگرى را نطفه گيرى كنند و به مقدار احتياج نابغه و مخترع داشته باشند . ثانياً اگر هم فرض كنيم چنين وراثتى به طور اجمال وجود دارد بثمر رسانيدن آن نبوغ يا قدرت اختراع در اختيار هيچ يك از مقامات فوق نيست ، مثلًا نبوغ يك پدر رياضى دان در شكل حيله گرى يا جنگ جويى به فرزندش منتقل مى شود .
آيا جريان يك عده قوانين اجتماعى و سياسى معينى است كه افراد نابغه و