تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٧ - ١٧١ كمال الجود بذل الموجود ١٨٧ ( نهايت بخشش پيش كش كردن تمام موجودى است )
در اين كه اين زير سيگارى مال اين آقا است كه لباسهاى خوب پوشيده است اين مطلب را در تحليل ابيات آيندهء همين داستان مشروحاً توضيح خواهيم داد .
اى خداى من فدايت جان من جمله فرزندان و خان و مان من
« كمال الجود بذل الموجود . » ( نهايت بخشش پيش كش كردن تمام موجودى است . ) در اين چند بيت جلال الدين وضع روانى يك چوپان كوهى را به بهترين وجه آشكار ساخته است .
هنگامى كه اين چوپان در نظر خود با خدا روبه رو مى شود ، مى خواهد از اعماق قلبش هر چه دارد از فرزندان و خانمان و بالاتر از همهء آنها جان عزيزش را به خدا تقديم كند . چه تسليمى بالاتر از اين كه : مى خواهد براى هميشه چاكر او باشد ؟ اگر چارقهاى خدايش پاره شود نه تنها مى تواند آنها را وصله بزند ، بلكه براى او چارق تازه هم مى تواند بدوزد .
ديده گانش را به سر و زلف خدايش خواهد دوخت هر وقت ديد موهاى خدايش ژوليده است آنها را شانه خواهد كرد ، آن قدر مواظب موهايش خواهد شد كه حتى يك تار مو هم به زمين نخواهد افتاد ، شانه را با نرمى هر چه بيشتر در موهايش فرو خواهد برد ، مبادا دندانه هاى شانه به سر خدايش اصابت كند و ناراحتش نمايد .
اى خدا من هميشه سوزن و نخ در انبانم آماده كردهام كه اگر لباست پاره شود ، خودم لباسهايت را وصله بزنم ، اصلا من مى توانم از پوست گوسفندانم و پارچه هاى ديگرى كه مى خرم و مى آورم براى تو لباس بدوزم . ببينم ، مثل اين كه جامه هايت را كسى نشسته است ، آه خدايا من شستن جامه هايت را به عهده مى گيرم ، آنها را خودم خواهم شست . گوسفندان و بزهايم همواره شير مى دهند ،