تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٩ - مسئلهء اول
از ذلت صاحب اختيار معرفى نمايد چنان كه روشن است اين يكى از ضمايم مباحث جبر و اختيار و سر نوشت مى باشد . ما در موقع بيان آيات اين آيه را مشروحا نوشتهايم كه مى گويد :
« بگو : پروردگارا كه مالك مطلق تويى به هر كه بخواهى ملك مى بخشى و از هر كه بخواهى ملك را از او سلب مى كنى ، عزيز مى كنى كسى را كه بخواهى ، ذليل مى كنى هر كس را كه بخواهى . . » .
چند مسئله در بارهء اين آيه و امثال آن وجود دارد كه به طور اختصار متذكر مى شويم :
مسئلهء اول - مطابق دليل عقل و با نظر به ساير منابع اسلامى عدالت خداوندى با مشيت بىعلت هرگز سازگار نيست و همچنين عدالت خداوندى نمى تواند با مشيت او بر خلاف عدالت هماهنگ بوده باشد . البته ما نمى گوييم : كه ما بر خدا واجب كردهايم عدالت بورزد تا اشاعره بگويند : موجودى كه كوچكترين اراده و اختيار در مقابل خدا ندارد چگونه مى تواند به او تكليف معين كرده بگويد : واجب است كه تو عادل باشى مخصوصاً عدالتى را هم در نظر بگيرد كه مفاهيم و قضاياى مربوطه به آن ساختهء ذهن خود او بوده باشد بلكه مى گوييم : عقل ما درك مى كند كه با نظر به عدم احتياج خداوندى و با نظر به اين كه كمال ما را مى خواهد و ما را در جهانى آفريده است كه بدون محاسبات پشت پرده اى جنگلى بيش نخواهد بود ، خدا عادل است . در حقيقت از يك عده قوانين مصرح و بديهى عقل كشف مى كنيم كه خدا عادل است ، نه اين كه حكم الزامى مى كنيم كه بايستى خدا عادل باشد به اضافهء آياتى از قبيل :
« وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِه ٦ : ١١٥ . . » [١] ( مشيت خداى تو با صدق و عدالت تمام شده است براى كلمات ( مشيتهاى
[١] سوره الانعام ، آيه ١١٦ . .