تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧١٥ - براى رسيدن به اغراض نفسانى دانش را به عنوان قيمت نپردازيد
خود قاضى صاحب نظر بوده باشد . دو شرط اخير ( ٩ و ١٠ ) مورد بحث فقها است .
اما شرايط دوازده گانه اى را كه امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه فرمودهاند ممكن است در يك معناى وسيعى از عدالت قرار داد كه در شرايط پنجم فقاهى متذكر شديم ، ولى بنا به تعريف عدالت چنان كه در روايت موثق و مورد عمل فقها آمده است بعضى از شرايط دوازده گانه ما فوق عدالت رسمى مى باشد . بدين جهت مى توان گفت : عدالتى كه در قاضى شرط است ما فوق عدالت رسمى براى امامت و شهادت مى باشد ، چنان كه در عدالت مرجع فتوا نيز مسئله صائنا لنفسه مخالفا لهواه ( خويشتن دار و مخالف هوا به طور مطلق ) ما فوق عدالت رسمى است .
((٢٤٢٧)) دانش من جوهر آمد نى عرض آن بهايى نيست بهر هر غرض
براى رسيدن به اغراض نفسانى دانش را به عنوان قيمت نپردازيد در بازار پر آشوب نيمهء دوم قرن بيستم ، بيست و يكمين تمدن انسانها همه چيز انسان و انسانيت را در صورت كاملًا به معرض فروش در آورده است . فلسفه و علم فروشى هم از اين معركهء شگفت انگيز بر كنار نبوده ، دوشا دوش فروشندگان ساير شئون انسانى دسته جاتى را مى بينيم كه در يك مكتب بالخصوص كارتل فلسفه و علم تشكيل دادهاند ، افرادى را مى بينيم كه طبق روى سر گذاشته و با صداى بلند فرياد مى زنند :
آى فلسفه مى فروشيم آى علم مى فروشيم اينان در مقابل فروش علم و فلسفه چه دريافت مى دارند ؟ جواب اين سؤال متوقف بر اين است كه اين فروشندگان ( خود طبيعى ) شان را چگونه تفسير كرده و براى آن چه احتياجى احساس مى كنند ، ثروت و مقام و