تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧١٩ - علم را كه گران بهاترين حقايق است به خريداران مفلس نفروشيد
خود قرار دادهاند به قول جلال الدين شبيه به كاوش هوش در لابلاى ديوارها و زير زمينها است اين كاوشها ميدانهاى ناچيزى براى ديدگاه فلاسفه مكتب ساز باز مى كند ، حتى اقتدار فكرى آنان نيز اجازه نمى دهد كه ناچيزى ميدانهاى باز شده در مقابل ديدگاهشان را منكر شوند ، اينان بهتر از ديگران مى دانند كه جواب هر سؤالى در قلمرو جهان بينى سؤالات ديگرى را در دنبال خود مى كشد .
اين مسئله كه گفتيم جاى ترديد مطلعين از وضع مكتبهاى فلسفى نيست . آن چه كه اهميت دارد مضمونى است كه جلال الدين در بيت مورد تحليل آورده است ، او مى گويد :
((٢٤٣٢)) همچو موشى هر طرف سوراخ كرد چون كه نورش راند از در گشت سرد
در اين بيت جلال الدين به يك معناى فوق العاده دقيق اشاره مى كند و آن اين است كه : اين جهان بينان هنگامى كه در موقع كاوش بر وزنه هايى مى رسند كه پشت پردهء طبيعت را نشان مى دهد ، بدان جهت كه هدف گيرى آنها فقط شناخت جهان ماده و حركت و كيفيتها و كميتهاى حاكم در آنها است اگر هم از آن روزنه ها يك روشنايى شعاعى به قلمرو تحقيقشان بيفكند ، خيره گشته باز بر مى گردند و همان گل و خاك و كلوخ را مى كاوند .
((٢٤٤٠)) اين خريداران مفلس را بهل چه خريدارى كند يك مشت گل
علم را كه گران بهاترين حقايق است به خريداران مفلس نفروشيد اى علم فروشان بىنوا اى خود فروشان محروم از سود بياييد دور اين خريداران مفلس را خط بكشيد ، هيچ مى دانيد كه غير از خدا هيچ كس نمى تواند ارزش واقعى علم و شخصيت شما را بدهد ؟ هيچ مى دانيد كه يك مشت گل ناچيز نه تنها