تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
يا نشر عقايد انقلابى ، يا ترقى و پيش رفت عمومى ، يا هدفهاى بزرگ ديگر هدايت مى كنند ، در اين صورت توضيح و تفسير مظاهر تاريخ بدون استمداد از مفاهيم تصادف و نبوغ امكان پذير نيست .
اگر هدف جنگهاى آغاز اين قرن در اروپا عظمت و بزرگى روسيه بود ، در اين صورت اين هدف مى توانست بدون جنگهاى قبلى و بدون هجوم فرانسويان نيز حاصل شود . اگر هدف ، عظمت و بزرگى فرانسه بود ، در اين صورت اين هدف نيز مى توانست بدون انقلاب و بدون امپراطورى حاصل شود . اگر هدف ، نشر و ترويج عقايد معينى بود ، در اين صورت چاپ و نشر كتاب اين عمل را مى توانست به مراتب بهتر از سرباز انجام دهد . اگر هدف ، ترقى و پيش رفت تمدن باشد ، در اين صورت به سهولت مى توان تصور كرد كه به جز كشتار مردم و انهدام اموال و ثروتشان طرق و وسايل مؤثرتر ديگرى براى توسعه و ترويج تمدن وجود دارد .
پس چرا جريان حوادث چنين بود و مسير ديگرى را طى نكرد ؟ تنها به دليل اين كه چنين روى داد . تاريخ مى گويد :
تصادف اين وضع را به وجود آورد و نبوغ از آن استفاده كرد .
اما تصادف چيست و نبوغ كدام است ؟ كلمات تصادف و نبوغ چيزى را كه حقيقتاً وجود خارجى داشته باشد مشخص نمى كند و به اين جهت نيز نمى تواند مفهوم معينى داشته باشد ، اين كلمات تنها وسيلهء توضيح و تفسير مظاهر معينى ، آن هم تا حدود معين و مشخصى است و بس .
من علت وقوع فلان پديده را نمى شناسم و حتى عقيده دارم كه نمى توانم علت آن را بشناسم . به اين جهت بىآن كه به خود زحمت كشف آن علت را بدهم فقط مى گويم : ( تصادف ) است . من نيرويى را مشاهده مى كنم كه اثراتى از آن بروز مى كند كه با اثرات متوسط نيروى بشرى قابل سنجش نيست و چون نمى دانم اين پديده را به چه تعبير كنم ، مى گويم : ( نبوغ ) است .
به نظر يك گله گوسفند ، آن گوسفندى كه هر روز عصر چوپان براى خوردن