تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٧ - مكتب عقلى چه مى گويد ؟
١ - در درون انسانى با تحريك محسوسات و به وسيلهء آنها فعاليتى انجام مى گيرد و واحدهايى را براى علم و معرفت در اختيار ما مى گذارد كه از محسوسات مطرح شده براى ما ساخته نيست .
٢ - با نظر به جامع بودن يكى از جلوه هاى « من انسانى » كه ما آن را عقل ناميدهايم ، تمام حقايق و واقعيات هستى را در هويت خود در مى يابد . مى توان گفت : منشا علم و معرفت نيز عقل است چنان كه مى توان گفت : هدف نوشتن كتاب دانش فرا گرفتن ديگران است .
آوردهايم و آن اين است :
١ - در درون انسانى با تحريك محسوسات و به وسيلهء آنها فعاليتى انجام مى گيرد و واحدهايى را براى علم و معرفت در اختيار ما مى گذارد كه از محسوسات مطرح شده براى ما ساخته نيست .
آن نظريه كه مى گويد : « نه تنها منشا علم و معرفت عقل است ، بلكه حقيقت و هدف و راز جهان هستى عقل است و بس » .
صاحب اين نظريه اگر چنين بگويد : كه من براى عقل مفهومى را قايلم كه مى تواند داراى خصوصيات فوق بوده باشد ، زيرا ، عقل كه از يك قلمرو ناچيز يك كالبد مادى به وجود مى آيد و تدريجاً رو به كمال مى رود ، در اوج كمال مى تواند حقايق جهان هستى را مانند يك آهنگ موسيقى كه هزاران مطلب را مى تواند در محتواى خود داشته باشد دريابد - اين معنى در جهان بينى هر متفكر مطرح است . نهايت امر اين است كه به كار بردن عقل در اين مسئله چنان كه هگل انجام داده است صدها مطالب را مشوش مى كند و مسائل جهان بينى را به مسائل ( علم المعرفه ) مخلوط مى سازد . . . و غير ذلك . نتيجه اى كه از اين تفسير و تحليل در بارهء عقل به دست مى آيد اين است :
٢ - با نظر به جامع بودن يكى از جلوه هاى « من انسانى » كه ما آن را عقل ناميدهايم ، تمام حقايق و واقعيات هستى را در هويت خود در مى يابد . مى توان گفت : منشا علم و معرفت نيز عقل است چنان كه مى توان گفت : هدف نوشتن كتاب دانش فرا گرفتن ديگران است . » نظريهء سومى كه مى گويد : محسوسات خارجى كه به وسيلهء حواس بدرون ما وارد مى شوند جز انعكاسات گسيخته چيزى نيستند . . . اگر بگويد : ذهن انسانى محسوسات را مانند آيينه در خود منعكس مى سازد سپس فعاليت ديگرى در درون ما شروع مى شود و آنها را به صورت علم و معرفت در