تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٩ - تفسير ابيات
خون و پارهء گوشت است كه به صورت ابراهيم خليل ، موسى بن عمران ، عيسى بن مريم ، محمد بن عبد اللَّه عليه السلام در خواهد آمد و از نظر طبيعى خالص زيبايى يوسف عدالت و معرفت على عليه السلام و انديشه هاى تابناك پيش تازان محصول همان نمودها و اجزاء است كه نمى توانستى بدون ابرو درهم كشيدن و دهان كج نمودن به آنها نظاره كنى .
مگر نمى دانى كه سابقهء هر كمال كاهش و نقص ابتدايى است ؟ در آن هنگام كه بخواهند در يك لوحه سطورى را بنويسند اول آن لوحه را مى شويند ، در اين شستن خيلى كارها انجام مى گيرد كه اگر از خود لوحه بپرسيد كه آن كارها براى چيست و او بتواند به شما پاسخ بدهد خواهد گفت :
اينان مرا ناقص مى كنند ، آن چه را كه دارم از من مى گيرند .
او اگر مى دانست كه مى خواهند روى او سطرهايى بنويسند كه حقايق و واقعيات جهان و انسان را باز گو خواهد كرد رضايت مى داد و خرسند مى گشت .
همچنين است دل نازنين آدمى ، اولًا از اشك سوزان و دردناك آن دل را به هيجان مى آورند ، دگرگونش مى كنند ، تا جايى كه آن دل طبيعت اولى خود را عوض نموده خونين مى گردد ، آن گاه اسرار نهانى را در آن مى نويسند .
آدم آگاه موقعى كه مى بيند لوحى را مى شويند ، دلى را خونين مى سازند ، بايد بداند كه مى خواهند در آن لوحه يا دل حقايقى بنويسند و آن را كتابى بسازند .
براى اين كه خانهء تازه اى بنا گذارند . اول بنياد كهنه و فرسودهء آن را مى كنند و در هم مى ريزند و از قعر زمين گلها بر مى دارند و سنگها را كنار مى زنند . آن گاه منبع آب زلال را به جريان مى اندازند . كودكان را مى نشانند و براى تصفيهء خون آنها عمل حجامت انجام مى دهند ، آنها مى ترسند و مى گريند و فرياد بر مى آورند . چرا كودكان اين همه ناراحتى مى كنند ؟ براى اين كه راز اين كار ( حجامت ) را نمى دانند در صورتى كه مرد بالغ كه از راز اين كار مطلع است در مقابل حجامت پول هم مى دهد و همان نيش خون آشام را مى نوازد .