تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٩ - جلوه هاى نظم مختلف است
و قانون دارد و اگر بخواهيم نقش عدالت الهى را در پهنهء هستى به طور عموم به دست بياوريم ، بايستى دو اصل فوق و نتيجهء آنها را همواره براى خود مطرح كنيم .
جلوه هاى نظم مختلف است فعل و انفعالات و تفاعلهايى كه در پهنهء بىكران هستى صورت مى گيرد بر دو گروه اساسى تقسيم مى شود :
تفاعلهاى با ( خود ) .
تفاعلهاى بدون ( خود ) مقصود از تفاعلهاى ( با خود ) تفاعل و تكاپو در موجوداتى است كه داراى ( خود ) مى باشند . اين ( خود ) براى ادامهء موجوديتش مى كوشد ، تكاپو مى كند ، محيط را براى زندگىاش آماده مى سازد و به طور عموم مى خواهد : پديده هاى لذت بخش را جلب و پديده هاى درد آگين را دفع نمايد .
مقصود از تفاعلهاى ( بدون خود ) تفاعل در موجوداتى است كه مقاومت آنها در مقابل ساير عوامل يا جلب آنها پديده ها و عوامل ديگر را ، به عنوان حفظ موقعيت ( خود ) انجام نمى گيرد ، زيرا ، كه جز قطعه اى از ماده تسليم به جريانات طبيعت چيز ديگرى نيستند ، يا حد اقل براى ما قابل درك نيست ، بدان جهت كه ( خود ) در اشياء جاندار داراى كميتها و كيفيتهاى حد اقل تك ياخته اى و حد اكثر انسانى كاملًا رشد يافته است ، در نتيجه فعاليت و درك و تكاپو و انعطاف و مقاومتهاى ( خود ) ها براى حفظ موقعيت خويش فوق العاده متفاوت خواهد بود .
از اين بحث يك نتيجهء بسيار با اهميتى را كه مى توانيم به دست بياوريم اين است كه : نظم و قانون كه جلوه گاه عدالت به معناى عمومى خداوند است ، در دو قلمرو موجودات ( با خود ) با صحنه هاى مختلفش و ( بدون خود ) با صحنه هاى مختلفش گوناگون مى باشد .
به طورى كه آن چه در يكى از صحنهء دو قلمرو قانونى است در قلمرو ديگر ضد