تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٧ - تعليم و تربيت جمع كردن چند عدد شاخه و چوب و آنها را با ميخ و سيم به يكديگر وصل كردن و يك سر آن را بخاك بردن و آن را درخت پنداشتن نيست ، تعليم و تربيت دقت كامل در هسته و شناختن و كاشتن آن در مزرعهء پر از درخت و گلهاى بىنهايت متنوع اجتماعى است كه نه تنها بتواند در ميان آن كشتگاه درخت بارورى گردد ، بلكه امكان سر سبز نگاه داشتن آن كشتگاه هم در او بوجود بيايد
تعليم و تربيت جمع كردن چند عدد شاخه و چوب و آنها را با ميخ و سيم به يكديگر وصل كردن و يك سر آن را بخاك بردن و آن را درخت پنداشتن نيست ، تعليم و تربيت دقت كامل در هسته و شناختن و كاشتن آن در مزرعهء پر از درخت و گلهاى بىنهايت متنوع اجتماعى است كه نه تنها بتواند در ميان آن كشتگاه درخت بارورى گردد ، بلكه امكان سر سبز نگاه داشتن آن كشتگاه هم در او بوجود بيايد آيا شما گمان مى كنيد براى عملى ساختن چنين تعليم و تربيت ، بدون اين كه خود درخت بارورى شويد كه هسته ها را نمودار ساخته است ، مى توانيد موفقيت واقعى به دست بياوريد ؟ شما چه گمان مى كنيد ؟ آيا مى توانيد با جمع كردن برگهاى متلاشى شدهء يك يا چند گل و چسبانيدن آنها با سريش به يك ديگر بوته و شاخه و ساقهء گل در حال گيرندگى حيات را از مواد و قوانين طبيعت ايجاد كنيد ؟ شما بهتر از همه مى دانيد كه ميليونها شاخهء گل مصنوعى كه از پلاستيكهاى رنگارنگ مى سازيد و سرخ و سبزش نموده و بر آدميان عرضه مى كنيد ، مى تواند مانند يك شاخهء گل ناچيز ( كه در دامنه كوه سر بفلك كشيده اى روييده و شايد لحظات پژمردنش را سپرى كند و يك نظاره كننده اى از آن جا عبور نكند كه به او تماشا كند ) يكى باشد ؟ آن شاخهء محقر كه در صحراى خالى از هر جاندار سر بر آورده است با ميلياردها گل مصنوعى پلاستيك شما يك تفاوت دارد و آن اين است كه آن شاخهء محقر به حيات كلى هستى پيوسته و نمونه اى از حيات را به شما نشان مى دهد ، اما اين ميلياردها گل مصنوعى شما حياتى ندارد كه با روح زندهء شما انسى بگيرد و براز و نياز بپردازد . بدون تعارف بايستى ما بتوانيم در تعليم و تربيت آن اندازه پيش رفت كنيم كه فرد تربيت شده براى بارور كردن شخصيت خود احتياجى به وصله زدن و چسبانيدن مواد بىجان و نمودهاى تقليدى به درخت شخصيت خويش احساس نكند ، بعيد نيست كه در آن روز