تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٦ - مسئلهء هشتم خنده از نظر ارزش آن
مرتكب كار زشتى شود مسلماً مورد تعجب خواهد بود ، اما اين تعجب نه تنها موجب خنده نيست ، بلكه باعث ناراحتى و تاسف نيز خواهد بود . البته ممكن است در اين مورد براى كس ديگر كه فقط به هر خلاف توقعى مى خندد ، اينجا هم خنده آور بوده باشد ، اما انسانهاى ناظر در آن موجب تعجب بىكسان نمى نگرند .
ب - در آن هنگام كه فاصله ميان دو موقعيت بىنهايت پست و بىنهايت با عظمت انسانى را مورد توجه قرار مى دهيم در شگفتى زيادى فرو مى رويم ، اما نمى خنديم بلكه در تمام مواردى كه مخصوصاً براى اولين بار با پديده هايى روبه رو مى شويم كه بر خلاف اطلاعات و معلومات تثبيت شدهء ما در بارهء آن پديده است تعجب مى كنيم ، ولى خنده اى سر نمى دهيم .
بدينسان موارد ديگر نيز مانند تكرار ، جلب توجه ، ناهماهنگى ، تنبيه و هشدار ، بىاعتنايى ، عامل صد در صد خنده نيستند .
مسئلهء هشتم خنده از نظر ارزش آن آيا خنده يكى از آرمانهاى واقعى انسانها است ؟ اگر مقصود از خنده همان حالت هيجان روانى باشد كه انسان در آن حالت خود را شادمان و پر نشاط احساس مى كند ، مسلم است كه اكثر افراد معمولى طالب اين خنده و انبساط روانى هستند ، پولها و وقتها صرف مى كنند كه وسيلهء خنده را به دست بياورند ، ولى در اين موضوع هم مانند ساير موضوعات انسانى سر و كار ما با موجودى است كه مى خواهد سودى براى خود جلب كند ، شاد و خندان شود تا لذت ببرد ، يا لذتى به دست مى آورد و در نتيجه شاد و خندان مى گردد ، آيا با فرض ارتباط شديدى كه ميان انسانها و تكاپوى آنان در زندگى وجود دارد مى توان تصور كرد كه خندهء يك انسان از عاملى سرچشمه بگيرد كه ناگهان از آسمان افتاده يا از زمين روييده است ؟ البته چنين نيست ، بلكه عواملى كه در ما شادمانى و خنده ايجاد مى كنند