تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - ٤ - گريهء غم و اندوه
جوامعى را سراغ داريم كه روزى ادعاى سلطه و حكومت به آن چه كه آفتاب به آن مى تابد در سر مى پروراندند .
در زير همين آفتاب و ستاره ها اشكها سرازير كردند ، سپس نوبت آن نيرومندان فرا رسيد كه خودشان اشكهاى تلخترى را ريختند ، اما اين دو اشك تفاوت زيادى داشت ، اشكهايى كه نيرومندان از ديده گان بىنوايان سرازير كردند ، اشخاصى چون گاندى و تحولاتى چون انقلابات اساسى را پرورانيد ، اشكهايى كه خودشان ريختند حتى توانايى شستشوى يك قطره خون ناحق را كه در صفحهء روزگاران پاشيده بودند نداشت .
٤ - گريهء غم و اندوه - در مقابل شادمانى و نشاطى كه موجب خنده است غم و اندوهى وجود دارد كه انگيزهء گريه مى باشد . چنين به نظر مى رسد كه در گريه هاى مولود اندوه ، روان انسانى فعاليتى نمى كند ، بلكه انعكاسى از ظلمتى را كه فضاى درونش را فرا گرفته است ابراز مى كند ، به همين جهت است اين نوع گريه نمى تواند جنبهء مثبت داشته باشد ، مگر اين كه تا حدودى مى تواند تخليه اى در درون ايجاد كند ، لذا در اغلب اوقات پس از اين قسم گريه نوعى از راحتى و آرامش احساس مى شود و آن روشنايى در روح نمودار مى شود كه ابر متراكمى ببارد و از فضا دور شود . چون گريهء غم و اندوه تقريباً ضد خندهء شادى و نشاط است ، بسيار مناسب به نظر مى رسد كه مطالبى را در بارهء شادى و اندوه از جبران خليل جبران ياد آور شويم :
« شادى و اندوه - سپس زنى در بارهء شادى و اندوه سؤال كرد . پيامبر چنين پاسخ داد : شادىهاى شما همان اندوه هاى شما است كه به شما لبخند سخريه اى مى زند [ به نظر مى رسد كه جبران خليل با اين جمله مى خواهد يك مطلب بسيار عالى را بيان كند ، اين مطلب اين است كه اغلب شادىها و نشاط ما از آن جهت كه پايه و اساسى ندارد ، بلكه شادىهاى كسانى كه از رشد روحى محرومند خود تركيب يافته از عوامل ناشايست است ، لذا به طور طبيعى اندوه هايى را در دنبال خود مانند نتيجه هاى حتمى