تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧٢ - بر انگيختن سؤال و پاشيدن سؤالات وظيفهء عقل نظرى است
از پيش رفت باز مى ماند .
مقصود جلال الدين از جنون آن حالت روانى است كه پس از ارزيابى عقل نظرى حاصل مى شود ، در اين حالت انسان با استمداد از فعاليتهاى قلبى يا به اصطلاح ديگر با فعاليتهاى وجدانى با مقدارى از اصول و مبادى روشن آشنا مى شود كه موجب آرامش كامل او مى گردد .
اين آرامش باعث دگرگونى در حركات معمولى انسانى گشته و در نظر مردم مخالف عقل جلوه مى كند و به همين جهت بود كه حتى پيامبران الهى نيز در نظر مردم مجنون جلوه كردهاند .
اين مسئله جاى ترديد نيست . مطلبى كه فوق العاده اهميت دارد اين است : كه آيا ناتوانى تعقل نظرى از ايجاد آرامش مى تواند دليل محكوميت آن بوده باشد ؟ براى پاسخ اين سؤال مطلب ذيل را مطرح مى كنيم :
بر انگيختن سؤال و پاشيدن سؤالات وظيفهء عقل نظرى است گويا امانوئل كانت فيلسوف شهير آلمان از اين خاصيت عقل نظرى ناراحت شده يا بعضى از متفكرين چنين استنباط مى كنند كه كانت خاصيت سؤال پاشى عقل نظرى را موجب نقص و نارسايى آن مى داند . خواه مقصود كانت همان باشد كه اشخاص مزبور استنباط كردهاند يا نه ، خود ما در اين موضوع توضيح مختصرى مى دهيم :
اولًا اين چند اصل ذيل را در نظر بگيريم :
١ - ( من ) وجود دارد و جهانى در مقابل ( من ) .
٢ - ( من ) مى خواهد جهان را درك كند و دريابد و اگر مورد ( مى خواهم ) او باشد آن را در خود ببيند .
٣ - اين درك و دريافت هرگز بدون گرايش به آن وسايلى كه بتواند آن درك و دريافت را نصيب انسان بنمايد امكان پذير نيست .
٤ - با نظر به مجموع ساختمان وسايل درك انسانى اين درك و دريافت به طور تدريجى و با نسبيت صورت خواهد گرفت .