تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - منتخباتى از كتاب ( چه بايد كرد ؟ ) تولستوى
مى توانند فقرا و مساكين را كمك نمايند . » [١] » حالا براى يك آدمى كه چيزى مى داند ، بالاترين حقيقت معنوى و اخلاقى را در قالب جملاتى روشن و دقيق كه تا كنون نشنيده است ، بيان كنيد . اگر كسى باشد كه اصولا به اين مسائل علاقه اى نداشته باشد به شما خواهد گفت : مگر ممكن است كسى نداند ؟ اين حقيقتى است كه مدتها قبل آشكار شده و همه از آن آگاهند .
چرا ؟ چون واقعاً اين شخص اطمينان دارد كه همين حقيقت را قبلًا نيز در قالب همين جملات شنيده و برايش تازه نيست .
اما فقط كسانى كه به مسائل معنوى و اخلاقى علاقه منداند مى توانند اهميت و ارزش اين طرز بيان و روشن ساختن و قابل فهم كردن يك موضوع غامض و پيچيده را درك كنند و قدر و منزلت زحمت و دقتى را كه به اين نتيجه رسيده دريابند و متوجه شوند كه فقط با به كار بردن مساعى فراوان و درايت و سخن سنجى فوق العاده مى توان يك فرضيهء تاريك و يك رشته افكار مبهم و گسيخته را به صورتى بديهى ، روشن و قابل درك در آورد . ما عادتاً ، اصول و مبادى اخلاقى را مبتذل و ملال آور مى دانيم و آن را فاقد نكات نو و تازه پنداشتهايم . در عين حال از اين اصل غافليم كه زندگى بشر و رشته هاى مختلف فعاليت او : سياست ، علم و هنر و تجارت فقط در راه يك مقصود روانند و آن بيش از پيش روشن ساختن ، ساده كردن ، ريشه دار نمودن و توسعه بخشيدن واقعيت اخلاقى است .
به خاطر دارم كه روزى در يكى از خيابانهاى مسكو مردى را ديدم كه به دقت سنگهاى پياده رو را مى نگريست و پس از آزمايش در مقابل يكى از سنگها به زمين نشست . نخست خيال كردم مشغول مالش و صاف كردن سنگ است ، پيش خود گفتم : اين كار چه معنايى دارد ؟ وقتى بيشتر نزديك شدم ديدم شاگرد قصابى است كه
[١] همان مأخذ ، ص ١١٨ . .