تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٤ - اين يك اشتباه بزرگ است كه گرايش ايده آل را از دست بدهيم ، سپس در وظيفه ترديد كنيم و چنين نتيجه بگيريم كه عدالت الهى مورد ترديد است
ديده شده است كه بتواند در مقابل افكار ساده و نيكو و افكار عادلانه مقاومت كند ؟ » [١] اگر چه ما با همهء مضمون اين جملات موافق نيستيم ، زيرا ، اگر افكار عاليه و بسيار بلند بتوانند به مقام والاى گرايش ايده آل قدم بگذارند ، سر نوشت خود را كه در هندسهء كلى الهى نقش بسته است با آغوش باز خواهند پذيرفت . نتيجهء ذيل را مى توانيم از مطلب فوق استنتاج كنيم :
جلوه گاه عدالت الهى براى ( خود عالى ) مركب از ماشين تعبيه شدهء حوادث و رانندگى ( خود عالى ) است در اصول پيشين متذكر شديم كه گرايش ايده آل هم زمان با رسيدن انسان به ( خود عالى ) به وجود مى آيد ، در اين مرحله انسان نه تنها خويشاوندان و ملت و نوع بشريت و جانداران را اجزايى از ( خود عالى ) مى بيند كه مورد گرايش ايده آل او مى گردد ، بلكه با يك شهود و تحرك درونى خويش احساس مى نمايد كه ضرورت قانون الهى ايجاب مى كند كه در راه تعالى و كاهش دادن شكنجه هاى ديگران بكوشد . اين همان تحرك و شهود است كه در گرايش طبيعى بشكل خود دوستى جلوه مى كرد و مى گفت : تمام دنيا را آب ببرد به من چه ؟ آن چه كه براى من اهميت دارد اين است كه زمين و آسمان دست به هم بدهند و آسايشى براى ( خود طبيعى ) من ايجاد كنند تا مرا خواب ببرد در صورتى كه در زمينهء گرايش ايده آل تمام مصايب و دردهايى را كه بشريت را فرا گرفته است ( خود عالى ) را در امواج و تلاطمهاى خود غوطه ور مى سازد .
امير المؤمنين عليه السلام در نامه اى به عثمان بن حنيف والى بصره مى نويسد :
« أأقنع من نفسى بان يقال لى امير المؤمنين و لا اشاركهم فى مكاره الدهر ؟ » ( آيا به اين قناعت بورزم كه به من بگويند : زمامدار جوامع با ايمان ، اما
[١] عقل و سر نوشت ، مترلينگ ، ص ٣٠ . .