تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٣ - سؤال موسى عليه السلام از حق تعالى در سر غلبهء ظالمان
سؤال موسى عليه السلام از حق تعالى در سر غلبهء ظالمان
((١٨١٦)) گفت موسى اى كريم كارساز اى كه يك دم ذكر تو عمر دراز
((١٨١٧)) نقش كژ مژ ديدم اندر آب و گل چون ملايك اعتراضى كرد دل
((١٨١٨)) كه چه مقصود است نقشى ساختن و اندر آن تخم فساد انداختن ؟
((١٨١٩)) آتش ظلم و فساد افروختن مسجد و سجده كنان را سوختن
((١٨٢٠)) مايهء خونابه و زردابه را جوش دادن از براى لابه را
((١٨٢١)) من يقين دانم كه عين حكمت است ليك مقصودم عيان و رؤيت است
((١٨٢٢)) آن يقين مى گويدم خاموش كن حرص رؤيت گويدم نى جوش كن
((١٨٢٣)) مر ملايك را نمودى سر خويش كاين چنين نوشى همى ارزد به نيش
((١٨٢٤)) عرضه كردى نور آدم را عيان بر ملايك گشت مشكلها بيان
((١٨٢٥)) حشر تو گويد كه سرّ مرگ چيست ميوه ها گويند سرّ برگ چيست
((١٨٢٦)) سر خون و نطفه حسن آدمى است سابق هر بيشيى آخر كمى است
((١٨٢٧)) لوح را اول بشويد بىوقوف آن گهى بر وى نويسد او حروف
((١٨٢٨)) خون كند دل را ز اشك مستهان بر نويسد بر وى اسرار آن گهان
((١٨٢٩)) وقت شستن لوح را بايد شناخت كه مر آن را دفترى خواهند ساخت
((١٨٣٠)) چون اساس خانه اى مى افكنند اولين بنياد را بر مى كنند
((١٨٣١)) گل بر آرند اول از قعر زمين تا به آخر بر كشى ماء معين
((١٨٣٢)) از حجامت كودكان گريند زار كه نمى دانند ايشان سرّ كار
((١٨٣٣)) مرد خود زر مى دهد حجام را مى نوازد نيش خون آشام را
((١٨٣٤)) مى دود حمال زى بار گران مى ربايد بار را از ديگران
((١٨٣٥)) جنگ حمالان براى بار بين اين چنين است اجتهاد كار بين
((١٨٣٦)) چون گرانىها اساس راحت است تلخها هم پيشواى نعمت است