تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٥ - آيا تشكل تمام جوامع روى زمين و زيستن آنان تحت سلطهء يك دولت جهانى مى تواند مشكل انسانها را حل و فصل كند ؟
افراد و گروه هاى اجتماع خود را به طور سيستماتيك اداره مى كند ، اما هيچ كشورى به استثناى عدهء قليلى از افراد و گروه ها نمى تواند انسانهاى خود را از انسانهايى معرفى كند كه همگى به ايده آل مطلوب خود رسيده باشند .
ظاهراً چنين است كه يك باغبان اجنبى وجود ندارد كه فقيه و صوفى و علوى اجتماعات را يكى پس از ديگرى از پاى در آورد ، اما مسئله اين است كه آن ( مى خواهم ) بىنهايت جو كه در درون هر يك از عناصر متشكله اجتماعات است نمى گذارد آن عنصر در يك حال ثابت شروع بزندگى نمايد و هفتاد سال بدون كوچكترين آرزو و تخيل و ( مى خواهم ) با عناصر ديگر هم زيستى مطلوب داشته باشد .
در حقيقت باغبان متلاشى كنندهء اين اجتماعات موجوديت مخصوص آنها است كه از شكم مادر با خود مى آورند و متصديان ادارهء اجتماعات با اشكال گوناگون تا قدرت دارند و تا قابليت دارد آن را محدود مى سازند تا در سيستم مفروض جاى خود را اشغال نمايند ، اگر شما فنر را فشار بدهيد مى توانيد به جهت آن فشار فنر را تا آن جا كه دل خواه شما است و خود فنر هم استعداد دارد كوتاه كنيد ، اما نمى توانيد نيروى باز گشتى آن را سلب نماييد .
براى نگهدارى فنر در همان حال مطلوب همواره نيروى معينى بايد استهلاك شود .
اين نيرو را مجموع افراد به يكديگر وارد خواهند ساخت ، در حقيقت هر يك از افراد و گروه ها مقدارى از موجوديت خود را براى محدود كردن موجوديت ديگرى از دست خواهند داد .
مسئلهء دوم - با در نظر داشتن موجوديت فردى كه در مسئلهء اول متذكر شديم ، فرض كنيم كه هر يك از جوامع به صورت فرد واحدى در آمدند و بناى تشكل در تحت سلطهء يك دولت جهانى را پى ريزى كردند و توانستيم مسئلهء موش و گربه و شير و خرگوش و آهو و ببر را كاملًا حل و تصفيه كنيم آيا ايده آلهايى را كه هر يك از جوامع براى خود تثبيت كرده است مى توانيم