تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٢ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
جريان در هر لحظه مربوط به حركت كشتى است و علت گمراهى و اشتباه ما اين بوده است كه ما خود حركت نامحسوسى داشتهايم .
همچنين اگر به حركت رجال تاريخ لحظه به لحظه توجه كنيم ( يعنى اگر بشرايط ضرورى وقوع حوادث دقت نماييم - شرط ارتباط حركت را در زمان رعايت كنيم و ارتباط ضرورى رجال تاريخى را با توده ها از نظر دور نسازيم ، همين وضع را مشاهده خواهيم كرد . » [١] « هر نوع حادثه اى كه واقع شود هميشه چنين مى نمايد كه اين حادثه قبلًا پيش بينى شده و دستور اجراى آن نيز صادر شده است . به همين ترتيب كشتى به هر سمتى حركت كند از مسافت دور در نظر ما چنين جلوه مى كند كه جريان امواج پيشا پيش كشتى كه حقيقتاً نه هادى كشتى و نه تسريع كنندهء حركت آن است و تنها كف مى كند ، به خودى خود حركت ارادى دارد و به علاوه حركت كشتى را هم هدايت مى نمايد . » [٢] « حال پس از رسيدن بدين نتيجه مى توانيم به آن دو سؤال اصلى تاريخ يعنى :
١ - قدرت چيست ؟ ٢ - چه نيرويى حركت ملتها را به وجود مى آورد ؟ جواب صريح و مثبت زير را بدهيم :
١ - قدرت عبارت از رابطهء شخص معينى با اشخاص ديگر است كه در طى آن اين شخص معين هر چه در فعاليت مشتركى كه در حال وقوع است كمتر شركت دارد به همان نسبت بيشتر به بيان عقايد و حدسيات و توضيح و استحسانات آن واقعه مى پردازد .
٢ - چنان كه مورخين تصور كردهاند حركت ملتها را قدرت و فعاليت فكرى و حتى تركيب آن دو به وجود نمى آورد ، بلكه فعاليت تمام مردمى كه در حادثه شركت مى كنند و هميشه چنان متحد مى شوند كه آنان كه بيشتر در حادثه مستقيماً شريك
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٥٩ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٥٩ . .