تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٤٤ - آيا عبادتها براى دورى از عذاب آخرت است ؟
به خداوند وظيفه تعيين نكنيد
تفسير ابيات
((٢٤٨١)) گفت هى هى اين دعا ديگر مكن بر مكن تو خويش را از بيخ و بن
به خداوند وظيفه تعيين نكنيد در بعضى از مضامين احاديث چنين آمده است كه مردم با ايمان در اين زندگانى به مشقتها و شكنجه هايى دچار مى شوند كه باعث تخفيف عذاب اخروى آنان مى گردد .
اما آيا اين مطلب دلالت بر اين دارد كه ما براى تخفيف عذاب اخروى در صدد خواستن بيمارىها و شكنجه ها بر آييم ؟ از نظر اصول و قواعد حكمت الهى اين درخواستها منطقى به نظر نمى رسد ، زيرا اين درخواستها شبيه به نوعى تعيين وظيفه براى خداوند مى باشد .
آن چه كه منطق عقل سليم مى گويد و آيات و احاديث فراوان تأييد مى نمايد موضوع رضايت و تسليم به مشيت الهى است در هر موضوعى كه جلوه نمايد : بيمارى و تندرستى و فقر و تمكن و داشتن معلومات و نداشتن آنها . . . . و غير ذلك تا آن جا كه از حدود امكانات انسانى خارج بوده و مربوط به اختيار او نباشد بايستى مورد تسليم و رضا قرار بگيرد و هر اندازه هم كه بتواند در رفع نقص و كمبود طبيعى و روحى بكوشد .
تفسير ابيات بيمار در پاسخ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عرض كرد : من از خدا خواسته بودم كه كفارهء گناهانم را در همين زندگانى به من بچشاند ، چنان كه هاروت و ماروت كه داراى استعداد و عقل و ساحرنما بودند ، چاه بابل را براى كيفر خود انتخاب نمودند [ در داستان هاروت و ماروت گفتيم كه مسئلهء معصيت كردن اين دو فرشته مدرك صحيحى ندارد ] .
انتخاب گرفتارى در چاه بابل بسيار خوب و با جا بود ، زيرا - آنان به جاى