تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٩ - خيالات و وسوسه ها از بزرگترين موانع وصول به واقعيات هستند
درك كننده اى داريم و مغزى داريم كه فعاليتهاى گوناگونى در بارهء اشياء خارجيه انجام مى دهد .
مقدارى از موجوديت موضوعات خارجى مانند آن نهال كه در اول بحث مطرح كرديم در حوزهء درك و مى خواهم ما قرار مى گيرد ، مثلًا چگونگى روييدن و اشكال و تحولات آن نهال را مى توانيم درك نموده و تنومند و بارور گشتنش را مورد مى خواهم قرار بدهيم ، ولى چنان كه موجوديت در جريان نهال مفروض در همان نقطهء مشخصى از زمان كه من آن را درك مى كنم و يا يكى از خواص آن را مى خواهم ، منحصر و محدود نمى گردد . همچنين درك من در بارهء آن نهال تمام پديده ها و فعاليتهاى مغزى و روانى مرا تشكيل نمى دهد ، يعنى من به اضافهء اين كه مى توانم نهال را به وسيلهء حواس يا وسايل دقيق تر درك كنم مى توانم در بارهء آن تجسيمات و تخيلات و بازيگرىهاى ذهنى فراوانى داشته باشم . فعاليتها يا در بعضى موارد بازيگرىهاى مغزى را مى توان با انواع متعدد تقسيم كرد از آن جمله :
نوع اول - گسترش بسيار وسيع زنجير وجود يك حالت ابهام آميز به روى حلقه هايش ايجاد كرده است كه هر كسى مى داند كه چنان كه همهء هستى در وجود آن نهال خلاصه نمى شود ، همچنان همهء آن واحدها كه به صورت نهال در آمده و امروز مورد تماشا و درك من است در همين نقطهء ناچيز كه نهالش مى ناميم منحصر و محدود نيست . در مقابل اين حالت ابهام آميز افراد انسانى عكس العملهاى مختلفى را نشان مى دهند ، مثلًا دسته اى از آنها مى گويند : ما نهال را مى بينيم كه در پهنهء بسيار وسيع هستى بوجود آمده است ، اما ارتباط واقعى آن با هستى چيست ؟ واحدهايى كه به شكل نهال در آمدهاند در كدامين رهگذراند و موقعيت آنها در جويبار حركت چيست ؟ بمن مربوط نيست من ميوه اش را خواهم خورد و از چوبش تخته خواهم ساخت يا آن را مى سوزانم .
اينان پاسخى براى سؤال از آن حالت ابهام آميز تهيه نمى كنند ، بلكه چشم مى پوشند كه آن را ناديده بگيرند .