تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٧ - رؤيا و خواب چيست ؟
كه ما را از بيان قاعدهء عمومى در بارهء رؤيا محروم مى سازد ، مگر اين كه با قيودى از قبيل : به طور فراوان يا عادتاً و خيلى از اوقات احتياط نموده قضيه را مطرح بسازيم و نيز نمى توانيم قضيه كلى را در اين موضوع ابراز كنيم ، مگر اين كه به موارد غير عادى و اقليت تسليم شويم .
اگر اهميت دادن در حال بيدارى به اضافهء انگيزه هايى كه در حال خواب ( چه داخلى و چه خارجى ) مى توانست تمام عوامل رويا را توضيح بدهد لازم بود كه در موقعيتى قرار بگيريم كه بتوانيم بيان تمام عناصر رؤيا را بحد كافى تفسير و توضيح بدهيم ، به طورى كه در مقابل ما چيزى جز بيان سهم هر يك از انگيزه هاى روانى و جسمانى در اين رؤيا و در آن رؤيا باقى نمى ماند ، ولى واقعيت اين است كه هيچ رؤيايى تا امروز از اين تحليل و تعليل كامل برخوردار نبوده است .
هيچ كس به تحليل و بيان علل رؤيا اقدام نكرده ، مگر اين كه نقطه هايى از رؤيا كه عادتاً زياد است مجهول مانده است كه حتى كلمه اى هم در بارهء آنها نمى تواند بگويد . روشن است كه اهتمام دادن روزانه به امور بدان جهت كه منبع و منشأ روانى رؤيا بوده باشد ، داراى آن ارزش نهايى نيست كه انسانى بتواند توقع داشته باشد : كه رؤياها به طور قطع از مشغوليت جدى انسانى در روز به آن مورد رويا ناشى مى گردد . » [١] با همهء اين ملاحظات جاى تعجب است كه فرويد در بعضى از جملاتش قاطعانه مى گويد : كه » ما منشأ روانى ديگرى نمى شناسيم . » [٢] اگر مقصود فرويد از » نمى شناسيم » نفى واقعى بوده باشد با جملاتى كه در فوق از ايشان نقل كرديم تناقض تصريح خواهد داشت ، لذا شايسته تر اين بود كه ايشان مطابق كارى كه در اين باره انجام دادهاند ، يعنى رسيدگى به بعضى از علل خوابها مخصوصاً در حالات بيمارىهاى روانى چنين نتيجه مى گرفتند كه ما مى توانيم علل و
[١] همان مأخذ ، ص ٧٧ . .
[٢] همان مأخذ .