تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٩ - عذاب الهى و مطرود شدن از درگاه الهى رنگ و شكل محسوس و مخصوصى ندارد
معلومات و دريافت شده هاى ما بيشتر باشد ، ثمر و اثر بيشترى خواهد داشت ، اما كيفيت همان است كه آن چوپان دل داده هم دارا شده بود .
((١٧٣٢)) آتشى گر نامده است اين دود چيست جان سيه گشته روان مر دود چيست
عذاب الهى و مطرود شدن از درگاه الهى رنگ و شكل محسوس و مخصوصى ندارد البته ، پس از آن بيانات كه در وضع روانى چوپان و عظمت آن بيان كرديم ، اين مطلب را كه تفسير و تحليل مى كنيم ، به عنوان اصل كلى است كه توضيح مى دهيم و الا در مسئلهء چوپان نه تنها عذاب و مطرود شدن وجود ندارد ، بلكه چنان كه گفتيم : با نظر بشرايط ذهنى آن چوپان در حال نيايش با راز و نياز يك مرد عارف دانشمند از نظر كيفيت تفاوتى ندارد .
گفتيم كه : عذاب الهى و مطرود شدن از درگاه او رنگ و شكل محسوس و مخصوصى ندارد .
بعضى از ساده لوحان عذاب و شكنجه را در سقوط و بيمارى جسمانى و مرگ و ميرهايى كه به جهت وبا و طاعون و سيل و زلزله و آتش فشانى و غيره عارض مى شود مى بينند و هيچ نمى دانند كه بزرگترين عذاب الهى اضطراب و تيرگى و بيمارىهاى گوناگون روحى است كه امروزه سرتاسر جوامع بشريت را فرا گرفته است ، اينان نمى دانند كه : بيم و هراس روز افزون از انفجار بمبهاى هسته اى عذاب الهى است . (١)
(١) اين بد بختىها و تبه كارىها را كه عذاب الهى ناميدهايم ، نه اين است كه واقعاً خداوند بدون علت اين بد بختىها و تبه كارىها را به جهان بشرى سرازير كرده است ، بلكه اين تيره روزىها و شكنجه ها و اضطرابات نتيجه هاى طبيعى كارهايى است كه بشريت با ارادهء خود خواسته است و آن نتيجه ها مانند ساير جريانات طبيعى مانند معلولهايى دنبال علل خويش بروز كرده است . .