تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٠ - هنگامى كه عشق و سوزى وجود ندارد مراعات قواعد ادبى در جملات چه فايدهاى به حال شما دارد ؟
((١٧٦٢)) چند از اين الفاظ و اضمار و مجاز سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
هنگامى كه عشق و سوزى وجود ندارد مراعات قواعد ادبى در جملات چه فايده اى به حال شما دارد ؟
بلال مؤذن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شين را سين مى گفت . پيامبر فرمود : سين بلال شين است .
چنان كه بارها گفتهايم : الفاظ و حروف و اصوات فى نفسه تنگتر و محدودتر از آنند كه بتوانند معانى مقصود ما را ابراز بدارند و همچنين ناتوانتر و محدودتر از آنند كه بتوانند حالات روحانى ما را نشان بدهند ، مسئله آن موقع حالت مسخره اى به خود مى گيرد كه بخواهيم براى مراعات جنبه هاى ادبى اين الفاظ از لغت و صرف و نحو و تجويد و معانى و بيان و امثال آن روح ظريف و فعاليتهاى لطيف آن را به زنجير بكشيم . مخصوصاً هنگامى كه مى خواهيم جريان حالات روحى خود را در مقابل خدا بيان كنيم . (١) وسواس در طرز بيان مخارج و كشش صوت و غير ذلك نه تنها از جوشش روح جلوگيرى نموده آن را خشك مى كند ، بلكه ما را از توجه به معانى آنها كه به طور
(١) اضمار موقعى است كه كلمه اى به كلمهء ديگر اسناد داده مى شود ، در صورتى كه اين اسناد به طور مستقيم امكان ناپذير است مانند : « وَسْئَلِ اَلْقَرْيَةَ » انسانى ١ - ٣ ١٢ : ٨٢ ( از قريه سؤال كن ) قريه كه عبارت است از مقدارى اراضى و خانه ها و مزارع قابل سؤال كردن نيست ، لذا مجبور مى شويم كه در اين جمله كلمهء اهل را مقدر كنيم تا بدين صورت در آيد : « و اسئل اهل القرية » ( از اهل قريه سؤال كن ) « مجاز عبارت است از استعمال لفظ در غير معناى حقيقى خود ، مانند اين كه شير را كه حيوان درندهء معروف است در يك انسان شجاع استعمال كنيم . .