تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٩ - ٦ - گريهء تقوى و رشد روحانى
مى گردد و با اين قيد است كه گريهء شادى از خنده تفكيك مى شود ، زيرا ، خندهء شادى مانند آن نسيم و عواملى است كه به غنچه اى نزديك مى شود و آن را مى شكفاند در صورتى كه گريهء شادى مانند اين است كه موانعى از شكفتن غنچه وجود داشته است و روح انسانى در مقابل آن موانع ناتوانى خود را دريافته و در فضاى روح آدمى ياس حكمفرما بوده است ، هنگامى كه موانع مفروض بر طرف مى شود شكفتن غير مترقبه و ناگهانى روح باعث گريه مى شود . احتمال قوى مى رود كه هر اندازه كه تأثير روح از شادى بيشتر بوده باشد به هيجان گريه اى نزديكتر شود .
٦ - گريهء تقوى و رشد روحانى - جلال الدين در دفتر پنجم مى گويد :
آن يكى پرسيد از مفتى براز گر كسى گريد به نوحه در نماز آن نماز او عجب باطل شود يا نمازش جايز و كامل بود ؟
گفت آب ديده گانش بهر چيست ؟
بنگرى تا او چه ديده كه گريست ؟
آب ديده تا چه ديده ست از نهان تا چنين از چشمهء خود شد روان گر ز شوق حق كند گريهء دراز يا ندامت از گناهى در نماز يا ز خوف حق بود گريه خوش است ز انكه آن آب تو دفع آتش است حاصل آن كه تا بدانى اى كيا از بكا فرق است بىحد تا بكا
با دقت در وضع روانى مردان الهى مى توان گريه هاى آنها را بانواعى تقسيم كرد :
الف - ندامت از گناهان و معاصى .
ب - احساس ابهام در باز گشت نهايى به سوى خدا .
ج - احساس عظمت . د - شوق و نشاط .
ه - خوف و خشيت ملاك مقدس بودن گريه هاى الهى بستگى به اوج و اعتلاى روحى دارد ، هر اندازه كه هيجان و رقت قلب مولود توجهات علوىتر بوده باشد ، گريه هاى ناشى