تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٤ - بايستى تعليم و تربيت دو درجهاى باشد
بنا بر اين ما به تحقيق و كاوش به وسايل و طرق تعليم و تربيت درجهء دوم هم نيازمند مى باشيم . اين درجهء دوم از تعليم و تربيت است كه درجهء اول را هم بارور خواهد ساخت .
تعليم و تربيتهاى دستجمعى مانند اجتماع زنبور عسل جامعهء انسانى را بصورت سرباز خانه در مى آورد ، كه همهء افراد آنها بايستى از اصول و قوانين معين و محدود تبعيت نمايند .
ما اعتراف مى كنيم كه : انسانها از يك نظر براى هم زيستى جنبهء زنبور عسلى و سربازى دارند ، زيرا ، اگر مشتركات و دستورات كلى نداشته باشند ، زندگانى اجتماعى از هم پاشيده خواهد شد ، ولى در عين حال نبايستى شخصيت و موجوديتهاى گوناگون افراد را كه مى توانند در اجتماعات انسانى عالىترين آرمانها و انقلابهاى علمى و انسانى و تحولات ضرورى براى پيش رفت تاريخ به وجود آوردند فراموش كنيم ، بارور ساختن اين جنبهء انسانها ( شخصيتها و موجوديتهاى خصوصى ) دليل قطعى به لزوم درجهء دوم از تعليم و تربيت مى باشد . [١] ممكن است گروهى چنين فكر كنند كه با جدا شدن رشته ها در دانشگاه ها و اتحاد برنامه هاى درسى در دبستان و دبيرستان هر دو درجه از تعليم و تربيت عملى شود ، ولى اين مطلب صحيح به نظر نمى رسد ، زيرا ، هر كادر اختصاصى هم كه در دورانهاى آموزش و پرورش وجود دارد باز از تشكل و تعليم و تربيت جمعى برخوردار مى باشد ، چهل دانشجو در رشته فيزيك از يك استاد عالى قدر و متخصص در رشتهء
[١] البته مقصود از تعليم و تربيت در درجهء دوم اين نيست كه تعليم و تربيت به وسيلهء اصول و قوانين عمومى از حيث اهميت در درجهء اول و تعليم و تربيت خصوصى در درجهء دوم قرار گرفته است ، بلكه اين ترتيب ناشى از عموميت نوع اول از تعليم و تربيت مى باشد ، مانند اين كه مى گوييم : آب براى سيراب شدن و هوا براى استنشاق و تنفس در درجهء اول و فرا گرفتن صنعت و دانش در درجهء دوم قرار گرفته است ، روشن است كه اين درجه بندى از همه جهات صورت نگرفته است ، بلكه از نظر عموميت و اختصاصى بودن مطرح مى شود . .