تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٣ - نسبت قانون عليت با زير بناى هستى نسبت حواس ظاهرى ما با اعماق ( من انسانى ) ما است
نسبت قانون عليت با زير بناى هستى نسبت حواس ظاهرى ما با اعماق ( من انسانى ) ما است .
شايد اين مطلب از حدود يك تشبيه تجاوز نكند كه رابطهء قانون عليت ( سببيت ) با زير بناى هستى كه شامل عالم مجردات و ما فوق زمان و ما فوق كميت و كيفيت است همان رابطهء فعاليتهاى حسى ما با ( من انسانى ) ما بوده باشد ، ولى اگر كمى دقت كنيم احتمال قوى مى رود كه اين دو قلمرو حقيقتاً مشابه يكديگر بوده باشند .
به توضيح اين كه قانون عليت با قطع نظر از اين كه به بحرانهايى در افكار انديشمندانى نظير ديويد هيوم دچار است و به گردابهايى مانند گردابهاى زير بناى قلمرو آتمها و اختيار انسانى گرفتار است . اين قانون در آن پهنه از هستى حكمفرما است كه « اين از آن است » و « گذشت زمان و آيندگى آن » و مقادير و . . . غير ذلك از اصول در آن در جريان است .
اما اگر از اين سطوح بگذريم ، چنان كه با نظر به يك عده قوانين و مبادى بايستى هم بگذريم ، قضاياى مزبوره ( اين از آن است . . . ) حاكميت خود را از دست خواهد داد .
همچنين حكومت حواس و محصول آن در چار چوبه اى از كيفيات و كميات است كه بدون آنها هيچ يك از حواس ما نمى تواند فعاليتى انجام بدهد ، در صورتى كه ( من انسانى ) به معناى عمومى آن حقايق تجريد شدهء اين محسوسات را به اضافهء واقعيات ديگر در قلمرو خود دارا مى باشد .
جمال مطلق ، عظمت ، ايدهء مطلق ، مادهء مطلق ، عقل كلى ، عدالت مطلق جوهر ، آزادى ، قانون مطلق ، فعاليت الهام و ابتكار حقيقتاً براى ( من انسانى ) مطرح و قابل هضم بوده و اين گونه مطلقها و كليات است كه همواره افراد و جوامع را با نيروى فنا ناپذير تحريك و اداره مى كند ، ديگر در آن قلمرو زيبايى شخصى فلان