تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
فقط قسمتى از فعاليت همگانى است كه در حادثه اى مثلًا در جنگ يا در انقلاب بيان مى شود و به اين جهت بدون فرض نيروى نامفهوم و ما فوق طبيعى يعنى معجزه نمى توان قبول كرد كه كلمات بتواند علت بلا واسطهء حركت ميليونها نفر باشد ، از جانب ديگر نيز اگر قبول كنيم كه كلمات مى تواند علت حادثه باشد ، باز تاريخ نشان مى دهد كه بيان اراده رجال تاريخى در موارد بسيارى به هيچ نتيجه و اثرى منجر نشده است و در اغلب موارد اوامر ايشان نه فقط اجرا نشده ، بلكه گاهى اعمالى كاملًا مخالف با فرامين ايشان انجام گرفته است . » [١] « ما بدون قبول مداخلهء الهى در امور بشريت نمى توانيم قدرت را علت بروز حوادث بدانيم .
قدرت از نظر تجربه فقط متابعت و وابستگى است كه ميان بروز ارادهء يك فرد با اجراى آن اراده به وسيلهء مردم ديگر وجود دارد .
براى بيان و توضيح شرايط اين وابستگى ما بايد قبل از هر چيز مفهوم بيان اراده را در نظر بگيريم ، اما با اين بيان اراده را به خداوند منتسب نداريم ، بلكه آن را به انسان نسبت دهيم .
چنان كه تاريخ به استان به ما نشان مى دهد ، اگر خداوند فرمانى صادر كند و ارادهء خود را بيان نمايد ، در اين صورت بيان اين اراده تابع زمان نيست و هيچ انگيزه اى موجب بروز آن نمى شود ، زيرا - خداوند به هيچ وسيله يا حادثه اى ارتباط ندارد ، اما چنان كه از اوامرى سخن بگوييم كه بيان و توضيح ارتباط اوامر با حوادث نكات زير را مشخص كنيم :
١ - شرط آن چه به وقوع مى پيوندد : يعنى اتصال و پيوستگى حركت حادثه و شخص آمر در زمان .
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٥٣ . .