تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٣٦ - تفسير ابيات
كدامين فضل و آداب ؟ كدامين شمع فروزان ؟ شما چه مى گوييد ؟ مگر شطرنج بازى با هفت و هشت عدد الفاظ كه نمايندهء نخوت است از قبيل وجود و ماهيت و هيولى و صورت . . . فضل و آداب است ؟ مگر آنان كه به قول جلال الدين اصطلاحات و جمله بندىهاى غلمبه را فرا گرفته در مجمع خريداران مشغول فضل فروشى هستند : آى علم مى فروشيم آى فلسفه مى فروشيم آى عرفانهاى خوب مى فروشيم شمع جمع اصحاباند ؟ كدام اصحاب ؟ فريب خوردگان ، اصطلاح با عرفان ، كدامين شمع جمع ؟ سخنوران حرفه اى پروردگارا دورى وحشت انگيز در چنين نزديكى تيره ترين تاريكىها است كه اگر خورشيد عالم افروز ميليونها بار هم از اين روشنايى كه دارد افزايش يابد ، اين تاريكى مخوف را روشن نخواهد ساخت ، مگر اين كه نورى از مراحم و عنايات بىعوض و بىنياز از قيمت كه دارى به درون ما فروزان بسازى .
بياييد خود را فريب ندهيم ، بياييد از سطح ظاهرى امور بگذريم و اعماق حقايق را در يابيم ، آخر چگونه مى توانيد ناچيزى ساختمان وسايل فهم و درك ما را با عظمت بىنهايت آن خدا كه ما فوق هستى است مقايسه نموده بگوييد : توجه و گرايش به خدا محصول طبيعى ساختمان همين كالبد مادى ما است ؟ مگر شما بىنهايت واقعى را ديدهايد ؟ اصلا چگونه بىنهايت واقعى را [ نه اجمالى رياضى را ] تا كنون در ذهن خود مجسم ساختهايد ؟ مگر شما تا كنون توانستهايد از مقابل ديده گان خود زنجير پيوستهء علل و معلولات و تعاقب رويدادها را كنار كشيده گام به ما فوق اين زنجير محيط به همهء هستى بگذاريد ؟ مگر توانستهايد در صحنهء هستى با ازليت و ابديت روبه رو شويد ؟ ] اينها اوصافى هستند كه هنگامى كه خدا مورد توجه شما قرار مى گيرد ، همهء آنها را در درون خود در مى يابيد ، اين گلستان چگونه و روى كدامين قوانين انعكاس